

از این ۸ کار بپرهیز، خانم عزیز!
آیا تا به حال شده در حالی که گمان میکردید لحظات
فوقالعاده خوبی در کنار همسرتان دارید، ناگهان او عصبانی شده و شروع به
ایراد گرفتن از شما کند؟ متاسفانه اغلب خانمها عاداتی دارند که مردها را
ناراحت میکند...
میخواهیم ۸ نمونه از همین عادات را در آستانه روز پدر با هم مرور کنیم:.
۱) جاروبرقی کشیدن در وقتی که وقتش نیست!
ساعت ۸ شب است، همسرتان از محل کار به خانه برگشته و روی
کاناپه در حال استراحت و تماشای تلویزیون است. شما که تا به حال مشغول
امور دیگر منزل و رسیدگی به کودکان بودهاید حال این فرصت را پیدا
کردهاید که خانه را کمی جارو بکشید، پس با کمال احترام از همسر خود
میخواهید دقیقهای کودکان را زیر نظر بگیرد و پاهایش را بلند کند تا خانه
را جارو بکشید اما متوجه عصبانیت همسرتان میشوید.
بهترین راه این است که به او حق داده و جارو کشیدن را به فردا موکول کنید.
۲) غرغر کردن موقعی که او دارد فوتبال میبیند
امروز بعد از ظهر از تلویزیون مسابقه فوتبال تیم مورد
علاقه همسرتان پخش میشود. اما شما از فوتبال یا تیم مورد علاقه او
متنفرید، بنابراین مدام در حالی که او در حال تماشای تلویزیون است در خانه
راه میروید، غرغر میکنید و از تیم او یا حتی تماشای فوتبالش ایراد
میگیرید. او که از کار شما کلافه شده ممکن است کاملا محترمانه از شما
بخواهد ساکت باشید. نباید از عکسالعمل همسرتان ناراحت شوید. فراموش نکنید
در یک خانواده هر کسی حق دارد به علایق خود مشغول شود، اگر شما فوتبال
دوست ندارید بهتر است آن ساعت برای گردش با دوستانتان قرار بگذارید یا به
خرید بروید.
۳) بگو منو دوست داری بگو
به رستوران رفتهاید و ساعات بسیار خوبی را با هم
گذراندهاید. حال به خانه برمیگردید و در کنار همسرتان که مشغول تماشای
تلویزیون است مینشینید و شروع میکنید به پرسیدن سوالات رمانتیک نظیر
«چهقدر من رو دوست داری؟» ممکن است ابتدا همسرتان با گفتن یک یا دو جمله
احساسش را به شما بیان میکند اما اگر سوالات ادامه یابد، ساکت شود و شما
گمان کنید به شما بیعلاقه است یا حوصلهتان را ندارد. پرسیدن سوالات
عاشقانه خوب است اما هر چیز زمانی دارد.
۴) کی بود؟ چی بود؟ کجا بودی؟
«کی بود زنگ زد؟» «چی میخواست؟» «خوب تو بهش چه گفتی؟»
گاهی
اوقات زنان بدون آنکه منظور خاصی داشته باشند، همسرانشان را بیش از حد
سوال پیچ میکنند. در اینجاست که صبر همسران ممکن است تمام شود. فراموش
نکنید بهترین کار این است که هرگز خیلی در کارهای همسرتان دخالت نکنید.
اجازه دهید هر فردی زندگی شخصی خود را داشته باشد. وقتی اجازه میدهید
همسرتان در زندگی شخصیاش رازهایی را برای خود نگه دارد، زندگی مشترک شما
باثباتتر خواهد بود.
۵) ادب کردن شوهر
گاهی زنان با همسران خود مثل کودکان برخورد میکنند.
مثلا مدام به او یادآوری میکنند که به دندانپزشک مراجعه کند. فراموش نکند
نان بخرد. روغن ماشین را چک کند و... این حرفها تنها میتواند سبب
عصبانی شدن همسرتان شود. او ازدواج نکرده تا کسی همانند مادرش مدام او را
نصیحت کند. اگر کاری را فراموش میکند تنها یک بار به او گوشزد کنید و قبل
از آنکه نظرتان را در مورد کاری بدهید، منتظر شوید تا خود او درباره آن
صحبت کند یا نظرتان را بخواهد.
۶) افتادن از آن طرف بام
مدام به همسرتان زنگ میزنید، میخواهید تنها با او
بیرون بروید و دوریاش را نمیتوانید تحمل کنید؟ مردان شاید در ماههای
اول ازدواج این روند را تحمل کند اما بعد از این عادت شما عصبانی خواهند
شد. اجازه بدهید ساعاتی از روز را به حال خودش باشد و همراه با همکارانش
ساعاتی را خوش بگذراند.
۷) الان میام!
ساعت ۸ به تولد یکی از دوستان همسرتان دعوت شدهاید و با
آنکه همسرتان نیم ساعت است آماده روی کاناپه نشسته. شما هنوز به دنبال این
هستید که چه روسری با پیراهنتان جور است و او مدام تکرار میکند که زود
باش، همین لباس خوب است و... تا آنکه در نهایت از دست شما عصبانی میشود.
بهترین کار این است که شما یک یا دو ساعت پیش از ساعت مقرر انجام کارهای
خود را آغاز کنید تا وقتی او آماده میشود شما دیگر کاری برای انجام دادن
نداشته باشید.
۸) انتقاد از مادرشوهر
«مادرت را خیلی دوست دارم ولی بهتر بود قبل از آنکه بیان حداقل اول زنگ میزدند.» شاید حق با شما باشد ولی حتی یک انتقاد محترمانه از مادر همسرتان ممکن است او را ناراحت کند. اگر میخواهید در دید همسرتان و خانوادهاش بهترین باشید هرگز از مادر همسرتان ایراد نگیرد.

اگر تازه ازدواج کردهاید،از این خطاها بپرهیزید
زوجهای جوان شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه
دارند. آنها تازه مشغول یادگیری خم وچم زندگی مشترکاند. آگاهی از
اشتباهات معمول در اوایل ازدواج میتواند کمک کند که مانع بروز آنها شویم.
در پیچ و خم دلدادگی و حرفهای نگفته جوانی، واقعیتهای یک عمر زندگی در
کنار یکدیگر و تجربه حوادث تلخ و شیرین و مهارتهای لازم برای شناخت و
تجزیه و تحلیل مشکلات زندگی فراموش میشود. یادآوری چند نکته به همه ما
کمک میکند تا مسافتی دورتر از شروع زندگی مشترک و رویاپردازیهای عاشقانه
را مشاهده کنیم...
● فکر نکردن به فردای ازدواج
بعضی از همسران جوان آن چنان سرگرم جشن ازدواج میشوند
که نمیدانند درگیر چه مسایلی شدهاند. شما متاهل شدهاید. جشن ازدواج
شاید سرگرم کننده باشد اما فقط یک روز است. اکنون شما ناچارید با یکدیگر
زندگی کنید، با هم کنار بیایید و خانواده خودتان را تشکیل دهید. از
برنامههای جشن و بازتاب آن، از تماشای فیلم عروسی تا تجدید خاطرات با
دوستان لذت ببرید، اما تمام مدت، تصویر بزرگتری را در ذهن داشته باشید.
● تلاش برای عوض کردن خلقیات همسر
به احتمال قوی، شما به این دلیل با همسر خود ازدواج
کردهاید که عاشقش بودهاید. اگر این طور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که
او را تغییر دهید. بدون شک، افراد بالغ به طرز چشمگیری تغییر نمیکنند.
پس بهترین اطمینان شما این است که همسر خود را قبول کرده و او را به خاطر
منحصر به فرد بودنش و تفاوتهایی که با دیگران دارد، دوست بدارید. تلاش
برای عوض کردن همسرتان فقط احساسات او را جریحهدار کرده و زندگی مشترک
شما را خراب میکند.
● رابطه بد با خانواده همسر
اگر تا این لحظه به رابطه شما لطمه وارد شده، دست به هر
کاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود ببخشید. اولین نفری
باشید که صلح را برقرار میکند، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان،
تنها کسی که آزرده خاطر میشود، همسرتان است که احساس میکند بین شما گیر
افتاده است.
● مشاجره بهجای گفتگو
پرخاشگری و فریاد زدن و جیغ کشیدن در حل مشکل یا اختلاف
نظرها به شما و همسرتان کمکی نمیکند. گفتگوی آرام و منطقی شما را به پیش
خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خودتان را کنترل کنید،
زندگی تان را به مخاطره میاندازید. پس هر کاری را که شامل این موارد است
از استراحت در میانه بحث تا طلب کمک به وسیله روشهای درمانی انجام دهید.
● کوتاه بودن افق دید
هیچکس دوست ندارد درباره مسایل سنگینی مثل کنترل مسایل
مالی، راههای ممکن در صورت بچهدار نشدن، نحوه آمادگی برای اتفاقات
پیشبینی نشدهای مثل مرگ، بحث کند. با این حال اکنون که متاهل شدهاید،
چارهای جز صحبت درباره این موضوعات ندارید. ازدواج شما به این مسایل
وابسته است. عاقل باشید و در مورد تمامی این مسایل با همسر خود صحبت کنید.
در صورت لزوم با دیگران مشاوره داشته باشید اما این مسایل را نادیده
نگیرید. زندگی، تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست. درخود توانایی پذیرش
مشکلات بزرگتر را داشته باشید.
● دعواهای بیهوده
هر انسان متاهلی با همسر خود بر سر مسایلی بحث میکند،
از باز گذاشتن سر خمیردندان تا آویزان کردن لباس روی دستگیره در که در نظر
دیگران بی معنی است. بحثهای خود را برای مسایل مهمتری نگه دارید. این
دلخوریها را به حال خود بگذارید. به راستی اگر تنها اشتباه همسر شما
انداختن جورابهای کثیف روی زمین است، باید خودتان را خوششانس بدانید.
● حسادت
همسرتان شما را برای زندگی انتخاب کرده است. حسادت باعث
اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان میشود که تصور میکند شما به او
اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود
حتی برای او ایجاد مزاحمت کنید. این برای رابطه سم است.
● زندگی کردن مانند مجردها
اکنون زمان آن رسیده که بزرگ شوید. گردش شبانه رفتن با
دوستان، زمانی اشکال نداشت که شما مجرد بودید و هیچ کس در منزل منتظر شما
نبود. به عنوان یک فرد متاهل، انجام بعضی کارها شایسته نیست. شما میدانید
درست و غلط چیست. پس کار درست را انجام دهید.
● غرور در زندگی مشترک
زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار
دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و محبت همسر خود را انکار میکند، هیچ
کار مفیدی برای زندگی مشترکشان انجام نمیدهد. او اجازه میدهد غرور و
روشهای حل مشکلات و عشق و علاقه او به همسرش راه پیدا کند و رابطه آنها
به نتیجه برسد. باید ملایمتر باشید و راهی پیدا کنید که مسوولیت اعمال
خود را به گردن بگیرید.
● با هم نبودن
باید مانند یک گل از زندگی مشترک خود مراقبت کنید. گل، بدون آب، نور خورشید و مراقبت هرگز رشد نخواهد کرد. بنابراین، باید برنامهریزی کنید تا مدت زمان بیشتری را در کنار همسر خود باشید.

صداقت رکن اصلی زندگی موفق و معتبر
اگر تمایل دارید تا در نزد دیگران از اعتبار و شخصیت والایی برخوردار شوید بهتر است که صادق باشید. اگر علاقه مند هستید تا دیگران گفته ها و سخنان شما را در هر حالتی بپذیرند بازهم بهتر است صادق باشید.
صداقت یا راست گویی یکی از
بهترین ویژگی هایی است که هر انسان سالمی می تواند از آن برخوردار باشد.
صداقت ابزار قدرت مندی است برای ساختن اعتبار و اطمینان. اولین خصوصیات
رفتاری هر معتمدی، صداقت و صراحت اوست. همین صداقت و صراحت است که نیمی از
مشکلات ما را به راحتی از بین می برد و دست ما را برای بیان خواسته ها و
برنامه هایمان باز تر می کند. صداقت مانند یک نیروی نامرئی، مانع از ادامه
اشتباهات و خطاهای ما می شود.
چرا که با بیان حقیقت دیگر راهی برای ادامه خطا و اشتباه وجود ندارد و ناخودآگاه راه بیراهه ما به بن بست خواهد رسید. راستگویی روح و روان را جلا می دهد، قدرت بیان را افزایش می دهد و سخن را شیواتر می سازد. افراد راستگو از قدرت و جرات مناسبی در بیان حقایق برخوردارند و راحت تر می توانند به اعمال و رفتار اشتباه دیگران اعتراض کنند. با صداقت پایه زندگی سالم بنا می شود و استحکام آن دوچندان می گردد. رنجش دیگران از ما کمتر می شود و کمتر خود و اطرافیان دچار دردسر می شویم.
اضطراب و نگرانی با صداقت
رابطه متضاد دارد، به عبارتی در صورت برخورداری از صداقت، اضطراب و استرس
کاسته می شود و در صورت عدم وجود صداقت، استرس و نگرانی افزایش می یابد.
اعتبار و آبرو موضوع دیگری است که صداقت در آن نقش مستقیم دارد.
افراد دروغگو دیر یا زود اعتبار و آبروی خود را نزد اطرافیان از دست می دهند و ارزش کلام آن ها به صفر خواهد رسید. به وعده و قول های آن ها کم تر کسی توجه می کند و کم تر با آن ها معامله می کند. در مقابل آدم های راستگو، افرادی خوش قول و وفادار هستند که تحت هر شرایطی از قول و وعده خود سر باز نمی زنند. آن ها منکر حقایق نمی شوند و خود را به اصطلاح" به کوچه علی چپ..." نمی زنند. قضاوتشان عادلانه است و به راحتی اعتماد دیگران را جلب می کنند.
آن ها دوست ندارد دیگران از
اعتماد و اعتبارشان سوء استفاده کنند و برای کسی تبعیض و استثنا قایل نمی
شوند. ایمان و عقاید محکم و استواری دارند که به راحتی گرفتار دسیسه و
نیرنگ نمی شود. آن ها برای سخن دیگران ارزش قایلند وتا زمانی که خلاف آن
اثبات نشود، صحت آن را می پذیرند.
برای اینکه فرد راستگویی
باشیم در مرحله اول بهتر است تا وظایفمان را به درستی انجام دهیم. درست و
نادرست هرکاری را بشناسیم و از اعمال اشتباه خود جلوگیری کنیم. ایمان و
عقیده مشخصی داشته باشیم و به آن پایبند باشیم.از دروغ و سخنان غیرواقعی
بپرهیزیم. زمان رویارویی با مشکلات فورا به دروغ متوسل نشویم. اولین دروغ،
آخرین دروغ نخواهد بود زیرا برای اینکه دروغ اول خود را اثبات کنیم باید
تا زمان روشن شدن حقیقت در رابطه با آن موضوع به دروغ های خود ادامه دهیم.
از قضاوت و محاکمه نترسیم و به خاطر فرار از آن دروغ نگوییم، زیرا اگر به ناحق از محاکمه فرار کنیم در نهایت مجازات الهی گریبانگیر ما خواهد شد، پس بهتر است آن را همان ابتدا بپذیریم و از بدتر کردن اعمال خود با دروغ و افترا بپرهیزیم.

تشخیص تفاوت میان عشق و شهوت
عشق و شهوت به عنوان دو مقوله نسبتاً مشابه به شمار می روند. شهوت صرفاً یک امر طبیعی و ذاتی به شمار می رود که برای جذب جنس مخالف به یکدیگر در وجود انسان ها قرار داده شده است. می توان گفت که بدون وجود شهوت انتظار نمی رود که هیچ گونه عشق و یا محبتی میان زن و مرد شکوفا گردد.
شکی نیست که این حس در تمام افراد وجود دارد و تنها راهی است که می تواند به جدایی میان جنس مونث و مذکر پل بزند.
از سوی دیگر یکی از فاکتورهایی که وجود آدمی را شریف و اصیل می سازد، عشق است. عشق یکی از عالی ترین صفات انسانی که به واسطه آن افراد سعی می کنند "بهتر" باشند. انسان ها شاید تنها به دلیل شهوترانی و زیاده خواهی با یکدیگر درگیری ایجاد می کنند؛ اما برای تشکیل خانواده و زندگی مشترک تنها یک دلیل وجود دارد و آن هم چیزی نیست جز عشق.
ادامه مطلب ...