"روز خوبی داشتی؟" هـنـگامیـکه از همسر خود در مورد چگونگی گذراندن روزش پرسش میکنید، برداشت او این خواهدبود که شما انسان با فکری هستید و مشتاقید بدانید وی ساعات کاری خود را چگونه سپری کرده است. اما یـک هشـدار: ایـن سـؤال بـه هـمـسـر شـمـا مجوز آن را خواهد داد که چند ساعتی در مورد کوچکترین اتفاقاتی که برایش افتاده صحبت نمایـد. پس برای مدت زمانی طولانی آماده نشستن و شنیدن داستانهای او شوید.
چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: زنها به آنچه که در فکر شما میگذرد، توجه زیادی دارند. پرسش در مورد چگونگی روز او نشان می دهد کـه شمـا پذیرا، مشتـاق و علاقمند به گوش دادن حرفهای همسرتان هستید. با این عمل به او فرصتی می دهیـد تا خودش را خـالی نـموده و شما را به عنوان همراز و محرم اسرار خود در نظر بگیرد. اگر چه ممکن است بیش از زمانی که انتظار دارید مجبور به شنیدن صحبتهایش شوید، اما وقتی تمام شد، او شروع به صحبت در مورد شما خواهد کرد.
"نمی تونم بگم چقدر دلربا و زیبا هستی" همانطور که مشخص است، این بـه او مـی رسـاند که شما وی برای شما جذاب بوده و فرد دیـگری بـه چشمتان نمی آید. از طرف دیگر باعث افزایش اعتماد بنفس در او خواهد شد.
چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جمله بخصوص در روابط زناشویی بلند مدت مؤثر واقع می شود چرا که شما به همسر خود اطمینان میدهـید هنوز به او علاقه دارید. در عوض همسرتان نیز سعی خواهد کرد این زیبایی و دلربایی را با شما تقسیم نمایید. سؤالی هست؟ اینجوری فکر نمیکنید؟
ادامه مطلب ...شوهران بسیاری هستند که می پندارند خوشبخت کردن همسر امکان ناپذیراست . می گویند : « شاید بتوان در سه سال اول عمر زناشویی زن ها را خوشبخت کرد وشاید هم در آخر زندگی زناشویی ، در دوران بازنشستگی بتوان موجبات خوشبختی زنان را فراهم آورد، ولی خوشبخت کردن همسر درطول عمر غیرممکن است » یک راه حل ساده وآسان وجود دارد که به نظر عملی می رسد وآن قول حکیمی است که گفته است : « همیشه بین من و همسرم ، تفاهم کامل برقرار است . » هرگاه بین من و زنم اختلافی باشد اوراه خود را در پیش می گیرد ومن راه اورا . »
چوخانم روز را گوید شب است این
بگو آری همین ماه است وپروین
خلاف رای خانم رای جستن
به خون خویش باشد دست شستن
گفته ی این حکیم حکایت « هنری فورد » را در ذهنم تداعی می کند که از این قرار است :
هنری فورد در اواخر عمر خود پس از مرگ پسرش ادسال ، مایل بود که اداره ی شرکت بزرگ فورد را به رییسی دیگر بسپارد . همسرش
کلارا فورد، با این تصمیم مخالفت کرد و تهدید کرد که در این صورت فورد را
ترک می کند وبه خانه ی پدرش خواهد رفت. تهدید کارگر افتاد . آقای فورد
مجبور شد اداره ی شرکت را به عهده نوه اش که بسیار جوان بود بسپارد. تا آن
موقع سنت این بود که شرکت ها با مغز مردان پخته و با تجربه اداره شوند در
حالی که آقای فورد برای رضایت زنش مجبور شد سنت را زیر پابگذارد وجوانی
خام ونپخته را برمصدر کارها بنشاند .
"هر ازدواج از آمیخته شدن دو خانواده تشکیل می شود." هر طرف یک دسته از انتظارات و توقعات را با خود وارد زندگی زناشویی می کند که معمولاً نشاندهنده تاریخچه خانوادگی فرد و چیزهایی است که...
بِن سیلیمان روانشناس خانواده و استاد دانشگاه ویومینگ می گوید، "هر ازدواج از آمیخته شدن دو خانواده تشکیل می شود." هر طرف یک دسته از انتظارات و توقعات را با خود وارد زندگی زناشویی می کند که معمولاً نشاندهنده تاریخچه خانوادگی فرد و چیزهایی است که در خانواده و دوستان خود دیده است. ازدواج ادغام سنت ها و انتظارات دو خانواده است.
دکتر بن سیلیمان در ادامه می گوید،"آنچه برای هر طرف مهم است این است که از انتظارات طرف مقابل خود قبل از وارد شدن به زندگی زناشویی باخبر شود. برای موفقیت هر ازدواج و رابطه زناشویی، آشنایی با انتظارات و توقعات طرف مقابل لازم و ضروری است چون جور شدن رفتارها و توقعات در هماهنگی و رضایت طرفین بسیار مهم است."
زوج هایی که توقعات متعارض دارند معمولاً مشکلات بیشتری در رابطه خود تجربه می کنند. برای مثال، آیا زن باید کار و تحصیلات خود را کنار بگذارد و برای تربیت فرزندان خانه نشین شود؟ دو نفر چطور مسئولیت نگهداری از فرزندان، کارهای خانه، و مدیریت مالی خانواده را با هم تقسیم می کنند؟ سکس و رابطه جنسی چقدر اهمیت دارد؟ و آیا باید زمان مسافرت را برای دیدن افراد فامیل صرف کنند یا یک مسافرت هیجان انگیز و مجراجویانه داشته باشند؟ پاسخ دادن به برخی از این سوالات تا حد زیادی به نحوه برخورد والدین هر یک از طرفین با این مسائل بستگی دارد.
آگاهی داشتن از انتظارات و توقعات طرف مقابل می تواند رابطه ها را محکمتر کند. همچنین به زوج ها کمک می کند درمورد سابقه خانوادگی هم بیشتر بدانند و موفقیت ها و شکست های نسل های قبل را تکرار نکنند. زوج های موفق همیشه سعی می کنند از نقاط قوت ریشه های خانوادگی همدیگر نهایت استفاده را برده و محدودیت های آنرا کنار بگذارند.
دکتر سیلیمان می گوید، "اما انتظارات به مرور زمان تغییر می کنند، مثلاً وقتی خانواده توسعه می یابد، میل به داشتن خانه ای بزرگتر جایگزین میل به خرید ماشین یا یک مسافرت گران می شود.
همچنین با متعهد شدن زوج ها به هم انتظارات هم تغییر می یابد. زوج هایی که تصمیم می گیرند با هم بدون رسمی کردن ازدواجشان باهم زندگی کنند معمولاً روابطی دارند که در انتظاراتشان کم می آورد. بدون تعهد، یکی یا هر دو طرف گاهی اوقات زندگی خود با هم را یک قرارداد موقتی فرض می کنند نه یک تعهد همیشگی. بدون تعهد زوج ها نمی دانند که در مراحل بعد باید چه انتظاراتی داشته باشند."
در هر رابطه ای حدس و گمان خطرساز است. فکر کردن به اینکه "او تغییر خواهد کرد" یا "بعد ازاینکه ازدواج کنیم این چیزها دیگر اهمیتی ندارد" ممکن است منجر به ناامیدیتان شود. نادیده گرفتن علائم هشداردهنده یا رفتارهایی که می تواند برایتان آزار دهنده باشد یا با سبک زندگی شما تناقض داشته باشد، می تواند برایتان مشکل ساز شود. برای مثال، یکی از طرفین ممکن است دوست داشته باشد که روزهای تعطیل زود از خواب بیدار شود و دیگری ترجیح می دهد که بیشتر بخوابد و دیرتر بیدار شود. به این روش بعد از مدتی طرفی که زود بیدار می شود دیگری را متهم به تنبلی می کند و آن یکی این را به وسواسی بودن متهم می کند.
زوج ها باید بتوانند عشق را از واقعیت جدا کنند. اگر اینطور فکر کنند که "پدر و مادر من خوشبخت بودند پس من هم خوشبخت می شوم" خیلی اشتباه است. رابطه های موفق تصادفی اتفاق نمی افتند؛ نیازمند تلاش روزانه و لذت بردن از رابطه است. زوج ها اگر از نقاط مثبت خود بهره برده و با کار کردن روی نقاط منفی خود آنها را برطرف کنند بسیار راحت تر در رابطه پیشرفت می کنند.
هیچوقت نباید از کس دیگری انتظار داشته باشید که خوشبختتان کند. باید یاد بگیرید که قبل از اینکه زندگیتان را با کس دیگری تقسیم کنید، بتوانید با خودتان خوشحال و خوشنود باشید. این هم غیرمنطقی است که انتظار داشته باشید رابطه تان همیشه خوب و خوش باشد. این غیر ممکن است.
برای موفقیت رابطه میل به سازگاری اهمیت زیادی دارد چون محیط مستعد تغییر است. یک تعهد طولانی مدت مبنی بر انتظارات منطقی و واقعبینانه بین تغییرات فردی، زوجی و اجتماعی تعادل ایجاد میکند. خوشبین بودن هم خیلی کمک می کند.
می خواهید به رابطه تان انرژی بیشتری بدهید؟
طرف مقابلتان را اول بگذارید. قبل از ازدواج دو طرف معمولاً به همدیگر اولویت می دهند اما بعد از متعهد شدن تمایل چندانی به اینکار نشان نمیدهند. اما وقتی از یک زوج می پرسید که دلیل موفقیت رابطه شان چه بوده است معمولاً می گویند که آنچه در رابطه عرضه کرده اند، نه آنچه که انتظار داشته اند بوده است که رضایت و رشد را برایشان به ارمغان آورده است. آنها با جریان پیش می روند. انتظاراتشان در طول سالها تغییر و رشد کرده است اما کار کردن در جهت این تغییرات بوده که رابطه شان را قوی تر کرده است.
نکته 1: اگر والدینم زندگی خوشبختی باهم داشتند آیا احتمال اینکه من هم زندگی خوبی داشته باشم بیشتر خواهد شد؟
پاسخ مثبت است به شرطی که زوج بتوانند انتظارات واقعبینانه و منطقی را با هم در میان بگذارند و هر روز سعی بکنند که رابطه شان را بهتر کنند.
وقتی زندگی والدین به نظر موفق و خوشبخت می آید، ممکن است بچه ها روابط خودشان را دست کم بگیرند و این فکر که رابطه خودشان هم شاد و خوشبخت خواهد شد کمی غیرواقعی است. وقتی دو نفر آشنایی بیشتری با هم داشته باشند، انتظارات و ارزش ها و هدف های هم را قبول داشته باشند، و در تعهد خود نسبت به همدیگر جدی باشند، احتمال موفق شدن رابطه شان خیلی بیشتر خواهد بود.
نکته 2: در روابط طولانی مدت این سوالات را از خود بپرسید:
آیا زمان کافی برای شناخت همدیگر گذاشته ایم؟
آیا اهداف، ارزشها و انتظارات یکسانی داریم؟
آیا علائم هشداردهنده ای مثل سوءاستفاده، خشونت، مسائل مالی، مشکلات جنسی و از این قبیل را بررسی کرده ام؟
آیا میتوانیم با هم گفتگو کنیم؟ آیا می توانیم در حین حرف زدن به حرف همدیگر هم گوش دهیم؟
آیا می توانیم در جهت یک هدف مشترک تلاش کنیم؟ و به خاطر همدیگر از خود گذشتگی کنیم؟
آیا می توانیم انعطاف پذیر باشیم؟ سازگار باشیم؟
آیا هر دوی ما خوشبین هستیم؟
البته نباید خودتان را فقط به این سوالات منحصر کنید اما این سوالات از جمله سوالات خیلی مهمی هستند که می توانند باعث شوند زوج ها کمی سرعت پیشروی خود را کم کنند و دوباره به جهت خود فکر کنند.
قبل از ازدواج درمورد انتظاراتتان صحبت کنید
به زودی در شرف ازدواج هستید؟ وقت بگذارید و این سوالات را از خودتان بپرسید:
آیا زمان کافی برای شناخت همدیگر گذاشته ایم؟
آیا اهداف، ارزشها و انتظارات یکسانی داریم؟
آیا علائم هشدار دهنده ای مثل سوءاستفاده، خشونت، مسائل مالی، مشکلات جنسی و از این قبیل را بررسی کرده ام؟
آیا میتوانیم با هم گفتگو کنیم؟ آیا می توانیم در حین حرف زدن به حرف همدیگر هم گوش دهیم؟
آیا می توانیم در جهت یک هدف مشترک تلاش کنیم؟ و به خاطر همدیگر از خود گذشتگی کنیم؟
آیا می توانیم انعطاف پذیر باشیم؟ سازگار باشیم؟
یا هر دوی ما خوشبین هستیم؟
سوالاتی از این قبیل باعث می شود زوج ها قبل از ازدواج روند پیشروی خود در رابطه را کندتر کرده و انتظارات و توقعاتشان را با هم در میان بگذارند.
مردمان
احادیثی که در زمینه مسائل جنسی وجود دارد
و رعایتهائی که در اینگونه موارد بایستی انجام شود خود نشانگر توجه اسلام
به مسئله تربیت جنسی است که در ذیل چند مورد اشاره میشود.
قال النبی (ص:) فرقوا بین اولادکم فیالمضاجع اذا بلغوا سبع سنین (علامه مجلسی، )6731
بین بچههایتان در محلهای خوابشان وقتیکه هفت ساله میشوند، فرق بگذارید.
حدیث
فوق دقیقاً تربیتی است که در رابطه با مسائل جنسی انجام میگیرد و عنایت
اسلام به این مسئله است که در چندین حدیث دیگر هم این موضوع تا‡کید شده
است، منجمله حدیث 56 صفحه 89 جلد 401 بحار الانوار.
حضرت علی (ع:) اذا اراد احدکم ان یاتی اهله فلایعاجلیها و المیکث یکن منها مثل الذی یکون منه.
<هرگاه
کسی از شما خواست که با همسرش نزدیکی کند، در معاشرت با او عجله نکند و
صبر نماید تا از طرف همسرش همان حال و آمادگی لازم پدید آید که برای خودش
پدید میآید.
> همچنین ایشان میفرمایند، هنگامیکه کسی از شما
خواست با همسرش آمیزش کند، سخن گفتن را اندک کند، زیرا سخن گفتن در آن حال
بسا موجب گرفتاری شخص شود.
اهداف تربیت جنسی
اهداف
تربیت جنسی بطور کلی جدای از اهداف تربیت به معنی عام نیست. هدف اساسی
تربیتی مکتب اسلام پرستش خدای یگانه است (و ما خلقت الجن والانس الا
لیعبدون) و عبادت و پرستش خدا یعنی خود را تسلیم حق نمودن و از او اطاعت
کردن. آنکه خدا را میپرستد با تمام وجود از او تبعیت میکند و در مسیر
خداشناسی حرکت میکند و آنکه در برابر خداوند حکیم و عادل و مهربان تسلیم
میشود و بندگی او را میپذیرد، عالیترین انگیزههای انسانی را بر وجود
خود حاکم ساخته است. تقوا و تزکیه، خدادوستی و عدالتخواهی، ایثار و از
خودگذشتگی براساس خداشناسی عالیترین هدفهایی هستند که نه تنها موجبات رشد
و کمال انسان را در حیات فردی فراهم میسازند، بلکه باعث رشد حیات جمعی
نیز میشوند.
از سوی دیگر خداشناسی و پرستش خدا بنیان استواری است
که نه تنها حرکت دائمی انسان را به سوی کمال و رشد تضمین میکند بلکه
بصورتی اطمینانبخش جلوی انحرافات فرد و جمع را نیز میگیرد. بنابراین
پرستش خدا یعنی قدم در راه کمال گذاشتن، در مسیر حق حرکت کردن و حرکتی
دائمی و مطمئن داشتن به سوی ابدیت. حرکتی که تا بینهایت رشد فرد و جمع را
تضمین میکند و نفی پلیدیها و تثبیت ارزشهای حقیقی و اساسی را دربر
دارد. حرکتی که در آن عدالت و ایثار در مناسبات انسانی به نحو کامل تحقق
میپذیرد و بالاخره حرکتی که انسان را برای سعادت ابدی و ملاقات پروردگار
آماده میسازد.
تربیت جنسی نیز هدف دیگری را دنبال نمیکند جز اینکه
رشد فرد و جمع در جامعه اسلامی را تضمین کند و زشتیها و پلیدیها را از
فرد و جمع دور کند و مناسبات انسانی به نحو درست تحقق پذیرد. این تربیت
تلاش برای رسیدن انسان به سعادت در دنیا و آخرت را دنبال میکند. برخلاف
آنکه بعضی هدف تربیت را این دانستهاند که فرد با محیط واقعی خود سازگار
شود (هلن دوج، .)5391 طبیعتاً یک محیط نادرست و گمراه طبق این هدف الگویی
میشود برای فرد که خود را سازگار با آن محیط کند. با تربیت جنسی در چنین
محیطی، افراد سوق داده میشوند به اینکه در رابطه با مسائل جنسی آزادی
کامل داشته باشند و نتیجتاً آزادی جنسی در موارد مختلف ماحصل این طرز فکر
میشود. لکن هدف تربیت جنسی در اسلام رسیدن انسان به سعادت و نیکبختی در
امور جنسی است. لذاست که توجه کامل به کنترل غریزه جنسی را دارد.
اگر
هدف تربیت جنسی برای مسئولان تعلیم و تربیت روشن نباشد راه نیل به هدف هم
مسلماً آشکار نخواهد بود. آموختن معاشرت صحیح کودکان با یکدیگر، از
مهمترین اهداف تربیت جنسی در سالهای نوجوانی است. این که نوجوانان به
نسبت خود را شناخته باشند و بتوانند با جنس مخالف بهترین و درستترین
برخورد و معاشرت را داشته باشند.
دادن معلومات و اطلاعات جزئی از
هدفهای تربیت جنسی به شمار میرود. نهمیتوان با بیتفاوتی با مسائل
جنسی برخورد کرد و نهمیتوان بچهها را صرفا به خدا سپرد و از هرگونه
راهنمائی و اطلاعات به آنان دادن پرهیز کرد. بایستی فرزندان به نحوی تربیت
شوند که تنها در پرتو عشق واقعی بتوانند از زندگی جنسی لذت ببرند و لذت
عشق و سعادت خود را با تشکیل خانواده تحقق بخشند
ممکن
است در جریان آمیزش جنسی درصدزیادی از خانمهاهرگز به اوج لذت جنسی
نرسند.در مطالعات مختلف شیوع سرد مزاجی از۱۰تا۸۰درصد متغیر بوده است.سرد
مزاجی با نداشتن ارگاسم متفاوت است.زنان سرد مزاج میتوانند به ارگاسم
برسند..نداشتن ارگاسم همیشه با سرد مزاجی همراه نیست.بسیاری از زنها
علیرغم نداشتن ارگاسم از رابطه جنسی لذت میبرند.سرد مزاجی حقیقی حالتی است
که در آن هیچ پاسخ به هیچ نوع تحریک جنسی و در هیچ شرایطی وجود ندارد.
زنی
که فقط از راه تحریک کلیتوریس به ارگاسم میرسد نه تنها سرد مزاج نیست بلکه
گاهی ممکن است از لحاظ جنسی خیلی هم فعال باشد ولی شریک جنسی او باید
بداند که چگونه او را ارضا کند.ممکن است خانمی در ارتباط با همسر خورد به ارگاسم نرسد اما شاید این مشکل از جانب آن مرد باشد در اینصورت دیگر نمیتوان گفت که او به سرد مزاجی مبتلاست.
باوجود
آنکه مقالات زیادی در مورد ارگاسم زنان وجود دارد ولی هنوز دانش ما در این
زمینه ناقص است.در بدن زن نقاط حساس زیادی وجود دارد که تحریک مناسب آنها
ارگاسم را اجتناب ناپذیر میکند.
کلیتوریس نقش مهمی در رسیدن به ارگاسم
داشته و حتی قبل از بلوغ نیز میتواند تحریک کننده باشد.التهاب کلیتوریس در
اثر استمناء یا بعد از یائسگی بخاطر کمبود هورمون استروژن میتواند مانع از
نقش مهم آن در ارگاسم شود.بعد از کلیتوریس اندامهای جنسی مجاور آن مانند
قسمت داخلی لبهای کوچک وزیر شکم نقش مهمی در تحریک جنسی و ارگاسم
دارند.مقعد نیز نقش تحریک کنندگی زیادی دارد.ولی بهتر است بجای 3کس مقعدی آنرا با انگشت تحریک کنید.چرا که رابطه جنسی از راه مقعد به لحاظ شرعی و همینطور پزشکی توصیه نمی شود.
معمولا”
سینه ها به کلیتوریس برای رسیدن به ارگاسم کمک مینمایند.بوسیدن سینه مالش
آلت به آن یا حتی فروکردن آلت مرد بین سینه ها میتواند موجب ارگاسم در
بعضی خانمها شود.
در بعضی تحقیقات عنوان شده که علت به ارگاسم
نرسیدن زن ازطریق واژن فقدان گیرنده های حسی در دیواره واژن است. ولی بیاد
داشته باشید که همیشه در دیواره قدامی واژن در مسیر پیشابراه یک نقطه
بسیار حساس و تحریک کننده(نقطه جی)وجوددارد.حتی در زنانی که از طریق واژن
به ارگاسم میرسند نیز تحریک این نقطه با انگشت بسیار راحت و اثربخش
است.این نقطه حساس در بدن تمام خانمها وجود دارد و هنگام ارگاسم مانند یک
کیست کوچک زیر دست لمس میشود و بعد از آن بحالت اولیه برمیگردد.بعد از عمل
جراحی خارج سازی رحم ممکن است بدلیل قطع شدن قسمتی از دیواره قدامی واژن
سرد مزاجی بوجود بیاید.رحم و گردن رحم هیچ نقشی در ارگاسم ندارند.
در
اطراف مدخل واژن غده هایی بنام غدد بارتولین وجود دارند که مواد لیزکننده
برای تسهیل نزدیکی ترشح مینمایند.گاهی ترشح موکوسی این غدد بسیار زیاد
بوده و به اشتباه این گونه تعبیر میشود که زنها هم مثل مردها در حالت
ارگاسم به انزال میرسند.گاهی هم در موقع ارگاسم مایعی با فشار زیاداز
پیشابراه خارج میشود.تجزیه این ماده در آزمایشگاه نشان دادکه این ماده
ادرار نبوده و همان ترشحات غدد داخل پیشابراه است.
شدت ارگاسم به عامل ایجاد کننده آن بستگی دارد..هرچه شدت ارگاسم بیشتر باشد زن زودتر قابلیت تحریک جنسی مجدد خواهدداشت.
زمان
تحریک پذیری جنسی نیز در زنان متفاوت است.عده ای بهنگام تخمک
گذاری(روزچهاردهم دوره ماهانه)وعده ای هم در ایام قاعدگی بیشترین میل جنسی
را دارند.گروه اخیر بیشترین تنش جنسی را در ایام خونریزی ماهیانه دارند.
وضعیت
انجام نزدیکی نیز نقش مهمی در ارگاسم خانمها دارد.معمولا” در حالتی که زن
در بالا باشد بعلت زاویه ورود آلت مرد به واژن و برخورد آن با دیواره
قدامی بهتر باعث ارگاسم میشود.نزدیکی ازپشت در حالت سجده یا در کنارهم
بعلت تماس مناسب نوک آلت مرد با پیشابراه زن از مناسبترین حالتهای نزدیکی
برای رسیدن به ارگاسم میباشد.
شرایط روحی نیز عامل مهمی در احساس رضایت
جنسی و رسیدن به ارگاسم محسوب میشود.گاهی حتی چند جمله عاشقانه و محبت
آمیز میتواند باعث ارگاسم شود!