بررسی اصولی روابط زناشوئی

آموزش مسائل زناشوئی و مسائل مربوطه به آن

بررسی اصولی روابط زناشوئی

آموزش مسائل زناشوئی و مسائل مربوطه به آن

همخوابى با کنیزان غیر مسلمان

مـورد حلیت تمتع جنسى از زنان اهل کتاب از طریق مالکیت بدون ازدواج , ظاهرا همه فقهاى اهـل سـنـت وشـیـعـه اتفاق نظر دارند, هر چند که بسیارى از فقهاى اهل سنت , ازدواج با آنان را صحیح ندانسته اند.
عـامـل اصـلـى این اختلاف نظر, آن است که آیات وارده در زمینه حلیت بهره گرفتن از کنیزان مطلق است وهیچ قیدى در آنها ذکر نشده است , ولى در مورد ازدواج با کنیزان براساس ظاهر آیه 25 سوره نساء, برخى از فقهاى اهل سنت دو شرط را معتبر دانسته اند: یکى عدم استطاعت مالى بر ازدواج با زنان آزاد, ودیگرى خطر ارتکاب کار حرام بر اثر نداشتن همسر, ولى آیات ناظر به بهره مند شدن از کنیزان از طریق مالکیت , عام است , چنان که در سوره نساء (آیه24 ) مى خوانیم : والمحصنات من النساء ا ما ملکت ایمانکم.
در ایـن سـوره , خـداونـد اقسام زنانى را که به دلایلى ازدواج با آنان بر شخص مسلمان حرام است (مانند: مادر

مادر وخواهر وعمه وخاله ومادر زن ومادر رضاعى وازدواج همزمان با دو خواهر وب) به تفصیل بیان مـى دارد, سپس مى فرماید: ازدواج با زنان شوهردار نیز بر شما حرام است , به جز زنان شوهردارى که در حال حاضر در تملک شما هستند .
این آیه شریفه ـ ظاهرا به اتفاق مفسران شیعه واهل سنت ـ در مـورد زنـان اسـیر در جنگ اوطاس نازل شده است .
جنگ اوطاس پس از جنگ حنین (که به دنـبـال فـتح مکه رخ داد) بین مسلمانان ومشرکان عرب رخ ‌داد ودر این جنگ , گروهى از زنان مـشـرک نیز به اسارت مسلمانان در آمدند, از آن جا که مسلمانان در مورد تمتع از زنان اسیر ـ که بـسـیـارى از آنـان شوهردار بودند ـ تردید داشتند, آیه 24 از سوره نساء نازل شد واعلام داشت که هـمـخـوابـى بـا این زنان بلامانع است , زیرا اسارت آنان خود به منزله طلاق آنها محسوب مى شود وپیامبر(ص)تنها دستور داد که این زنان براى حلیت تمتع بایستى استبرا شوند, به این معنا که تا زمان وضـع حـمـل بـایـد از آمـیـزش با زنان حامله اجتناب شود, ولى آمیزش با زنان غیر حامله پس از گذراندن دوران قاعدگى بر مسلمانان حلال خواهد بود.
و در آیات پنجم وششم سوره مومنون مى خوانیم : والذین هم لفروجهم حافظون * ا على ازواجهم او ماملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین.
هـمـان گـونه که ملاحظه مى شود, در این آیه شریفه نیز به صورت مطلق , بهره مندى جنسى به وسـیله ملک یمین , یعنى آمیزش جنسى با زنان , از طریق مالکیت آنان , جایز شمرده شده است , از ایـن جـهـت , هـمه فقهاى شیعه واهل سنت در بهره بردن جنسى از کنیزان کتابى , بدون کم ترین تـردیـدى , بـه طور مطلق , تمتع از آنان را جایز دانسته اند, هر چند در غیر کنیزان کتابى اختلاف نظر وجود دارد.
بـرخـى از فـقـهـا بـا توجه به عموم دو آیه فوق وبه خصوص آیه 24 از سوره نساء که در مورد زنان مـشـرک نـازل شـده , حلیت بهره گرفتن اززنان به صورت مالکیت را مطلقا جایز دانسته اند واین شـامـل بـهـره گـرفـتـن از زنـان بت پرست نیز مى شود, ولى بسیارى از فقها تمتع جنسى را نیز مـخـصـوص زنـان اهـل کتاب دانسته وزنان مشرک وهمه زنانى را که اهل کتاب نیستند, مشمول عمومات ولاتنکحوا المشرکات حتى یومن ولامةمومنةخیر من مشرکةونیز آیه دهم از سوره ممتحنه (ولا تمسکوا بعصم الکوافر) دانسته اند.
ابـن قـدامـه , فـقـیه معروف حنبلى , در کتاب مغنى (ج7 , ص 507) مى نویسد: در مورد کنیز غیر کـتـابـى , مانند مجوسى وب اکثر اهل علم ـ به جز افراد نادرى از ایشان ـ قائل به عدم جواز آمیزش هـسـتند واز قدما تنها طاووس یمانى , همخوابى با زنان غیر کتابى را جایز دانسته است وقائلان به حلیت به آیه 24 از سوره نساء استدلال مى کنند, که در مورد زنان اسیر در جنگ اوطاس نازل شده اسـت وفـرض بـر ایـن اسـت که این زنان , مشرک بوده اند ودر همین حال , قرآن کریم بهره مندى جـنـسى از آنان را مجاز دانسته است وحدیث معروف نبوى نیز که فرمود: زنان غیرحامله بایستى یـک طـهـر را بـگذرانند ووضع حمل زنان حامله نیز به منزله استبراى آنهاست , مربوط به همین واقعه است .
آن گـاه ابـن قـدامـه مـى گوید: حدیث فوق به طریق صحیح از پیامبر نقل شده وناظر به اباحه مى باشد .
سپس اضافه مى کند که همه اسراى دوران پیامبر(ص)معمولا مشرک بودند ومسلمانان معتقد بـه تـحـریـم آنـها نبودند, واز پیامبر(ص)نیز حدیثى مبنى بر تحریم نقل نشده وبه اصحاب نیز دستور اجـتـناب نداده اند ومعمولا اصحاب , چنین زنانى را هدیه داده اند, چنان که از ابوبکر نقل شده که کـنـیزى از همین اسیران به سلمةبن اکوع بخشیده وعمر وپسرش عبداللّه هر دو از سبایاى عرب ـ کـه مـشـرک بوده اندـ سهم گرفته اند ودیگر صحابه نیز چنین بوده اند, ومادر محمد بن حنفیه , فـرزند [امام ] على بن ابى طالب (ع) نیز از همین زنان بوده است , چنان که صحابه رسول خدا از زنان اسـیـر در جـنـگ ایـران سـهم گرفته اند وهیچ خبرى حاکى از اجتناب از همخوابى با آنان به ما نـرسـیـده اسـت , وهمه اینها ظهور بر حلیت همخوابى با آنان دارد, جز این که اهل علم همگى بر حـرمت , اتفاق نظر دارند وبعضى از حدیث ابوسعید خدرى در مورد اسیران اوطاس پاسخ داده اند کـه مـمکن است آنان مسلمان شده باشند, وابن عبدالبر گفته است : حکم اباحه آمیزش با آنها به وسیله آیه ولاتنکحوا المشرکات حتى یومن فسخ شده وقبلا جایز بوده است .
ابن رشد در کتاب بدایةالمجتهد (ص 44) مى نویسد: اتـفـقوا على انه لایجوز للمسلم ان ینکح الوثنیةلقوله تعالى : ولا تمسکوا بعصم الکوافر واختلفوا فى احـلالـهابالملک ب .
سپس مى نویسد: علت این اختلاف نظر, تردید در ناسخیت آیه ولاتمسکوا بعصم الکوافر نسبت به آیه والمحصنهات من النساء ا ما ملکت ایمانکم است , ولذا جمهور قائل به منع هستند, ولى طاووس و مجاهد قائل به جوازند.
حـاصـل این که همان گونه که ابن قدامه مى گوید: اکثر قریب به اتفاق فقها ـ مگر افراد نادرى از آنان ـ قائل به عدم جواز آمیزش با زنان کافرند (هر چند به صورت ملک یمین باشد) .
در عین حال کـه از نـظـر آیـات وروایـات مـنع بارزى در این زمینه وارد نشده است ((101)) ودر این باره , فقها هـمـخـوابـى بـا زن مجوسى را به صورت ملک یمین جایز دانسته اند, در عین حالى که ازدواج با چنین زنانى را ـ چه به صورت نکاح دائم وچه به صورت نکاح موقت ـ جایز نمى دانند واین به دلیل وجـود روایـاتـى است که در این زمینه از اهل بیت للّه روایت شده است , به عنوان نمونه , در وسائل الـشـیعه آمده است : محمدبن مسلم گوید: از امام باقر(ع) درباره مردى که با زنى مجوسى ازدواج مـى کند, سوال کردم .
امام فرمود: نه [چنین نکند], ولى اگر کنیزى مجوسى دارد, اشکالى ندارد که با او آمیزش کند وکناره گیرد (و عزل کند) ونخواهد که از او صاحب فرزند شود. ((102)) این حدیث را شیخ صدوق وکلینى وشیخ طوسى به طرق مختلف نقل کرده اند.
بنابراین , صاحب جواهر, حدیث فوق را استثناى دومى براى آیه ولاتنکحوا المشرکات وآیه ولاتمسکوا بعصم الکوافر قرار داده وقهرا همخوابى با زنان دیگر از کفار را مشمول این دو آیه دانسته ولذا حکم کـرده اسـت کـه هـمـخوابى با آنان هرچند از طریق ملک یمین باشد حرام است , وحال آن که آیه المحصنهات من النساء ا مـاملکت ایمهانکم مطلق است وشامل مشرکات وغیر آنها مى شود, وبه خصوص که این آیه به اجماع فـقـها در مورد زنان اسیر در جنگ اوطاس نازل شده , که آنها به طور مسلم مشرک بوده اند ودر عـیـن حـال , پـیامبر(ص)در مورد آنها فرمود: در زنان حامله تا هنگام وضع حمل آنان , تصرف ننمایند وزنان غیر حامله تنها یک طهر را بگذرانند.
ولى همان گونه که قبلا اشاره شد, آیات قرآنى , تنها ازدواج با زنان ومردان مشرک را منع فرموده وحـکـم عـدم جـواز ازدواج زنان مسلمان با همه مردان غیرمسلمان (به صورت مطلق ) را باید از روایـات فهمید, بنابراین , اصل حرمت ازدواج (به جز آنچه که با دلیل خارج شود) که بیشتر مبناى نـظـر فقهاى اسلام بوده است , استوار نیست , گذشته از این که در آیه سوره بقره وسوره ممتحنه که مى فرماید: ولاتنکحوا المشرکات ونیز مى فرماید: ولا تمسکوا بعصم الکوافر مقصود ظاهرا ازدواج بـا آنـهـاسـت , نـه هـمـخـوابـى بـا ایـشـان وتردیدى نیست که حکم این دو مورد با هم متفاوت اسـت ((103)) , ولـذا در اسـلام ازدواج با کنیز, به اتفاق فقها ـ جز در صورت عدم استطاعت مالى وخـوف وقـوع در حـرام ـ مـمـنـوع است , ولى بهره بردن جنسى از آنها به صورت ملک یمین , به مقتضاى آیه والمحصنهات من النسهاء ا ماملکت ایمانکم وآیه ا على ازو اجهم او ما ملکت ایمانهم جایز خواهد بود, وبنابراین , آیه ولاتنکحوا المشرکات وآیه ولاتمسکوا بـعـصـمـ الکوافر دلیل بر عدم جواز همخوابى نخواهد بود, جز این که بگوییم : مقصود از لا تنکحوا ولاتـمسکوا مطلق همخوابى با آنان است , نه ازدواج با ایشان واین نیز خلاف ظاهر آیه است .
در غیر این صورت لازم مى آید که ازدواج با آنها بلامانع بوده وتنها همخوابى با آنان حرام باشد, بنابراین از آیات قرآن کریم نمى توان حرمت همخوابى با زنان مشرک را استفاده کرد واین چیزى است که در مورد زنان مجوسى , حتى فقهایى که آنها را اهل کتاب ندانسته اند, بدان اعتراف دارند, بنابراین در مـورد زنـان مـشـرک , اصل بر حرمت ازدواج است , مگر دلیلى به عنوان استثنا مطرح گردد, ولى چنین اصلى در مورد ازدواج با زنان غیر مشرک ـ هر چند مسلمان نباشند ـ وجود ندارد وبر فرض وجود, چنین اصلى شامل همخوابى با آنان نمى گردد وبه همین جهت , روایاتى در تصریح یا اشاره ضـمنى به جواز همخوابى با زنان مشرک وغیر مشرک روایت شده , هر چند که ظاهرا اکثر فقها به این روایات تمسک نجسته اند.
به عنوان نمونه , شیخ حر عاملى در جلد چهاردهم وسائل الشیعه (ص 580) تحت عنوان باب جواز شـراء المشرکةمن المشرک وان کان اباها اوزوجها ویحلوطوها, وکذا یحل الشراء مما یسبیه المشرک والمخالف والتسرى منهما ((104)) روایت مى کند از امام صادق (ع) : سـالـت ابـاعـبـداللّه للّه عن الرجل یشترى امراةالرجل من اهل الشرک یتخذها؟
قال : لاباس , از امام صادق (ع) پرسیدم : آیا فردى که از مردى مشرک همسرش را خریدارى کرده , مى تواند با او همبستر شود؟
امام فرمود: باکى نیست .
و در روایت دیگرى آورده : عن رجل یشترى من رجل من اهل الشرک ابنته فیتخذها امة, قال : لاباس , و در روایت دیگرى آورده : سـالت اباعبداللّه عن سبى الاکراد اذا حاربوا ومن حارب من المشرکین هل یحل نکاحهم وشراوهم ؟
قال : نعم , از امام صادق (ع) پرسیدم : افرادى که به وسیله اکراد اسیر مى شوند ویا از مشرکان محارب دستگیر مى شوند, آیا ازدواج وخریدن آنها جایز است ؟
امام فرمود: آرى .
هـمان گونه که این روایات ظهور دارد, همخوابى با زنان , اعم از اهل کتاب وغیر آنها, جایز است , جز این که بگوییم : در همه این روایات , مقصود, زنان اهل کتابند که به وسیله اکراد یا غیر آنها از مشرکان اسیر شده اند, ولى این مطلب درست به نظر نمى رسد وعلتى براى این حمل وجود ندارد, جز این که اصـل را بـر حـرمت ازدواج با غیر مسلمانان بدانیم ویا ازدواج را به معناى آمیزش یا اعم از آمیزش بگیریم وهیچ یک صحیح به نظر نمى رسد.
جـالـب توجه این که مقدس اردبیلى ـ رضوان اللّه علیه ـ در زبدةالبیان (ص 530) مى نویسد: از آیه شـریفه سوره بقره که مى فرماید: ولاتنکحوا المشرکات حتى یومن مى توان حرمت همبسترى با زنان مـشـرک را نـیـز اسـتـفـاده کـرد, مشروط به این که نکاح را به معناى همبسترى بگیریم .
آن گاه مى افزاید: اسـتعمال واژه نکاح در این آیه , در معناى همبسترى بعید به نظر مى رسد وخلاف ظاهر آیه است , بـنـابـرایـن , مـنحصر کردن معناى آیه بدان , بعید به نظر مى رسد, وبر فرض که نکاح را به معناى هـمـبسترى بگیریم , ناگزیر دلالت آیه بر حرمت وممنوعیت همبسترى با زن کافر, مطلق خواهد بود ودیگر به معناى حرمت عقد ازدواج نخواهد بود, جز این که بگوییم : تعبیر لاتنکحوا المشرکات به هر دو معنا, یعنى همبسترى وعقد به کار رفته , ولى این سخن بعید به نظر مى رسد, زیرا استعمال لفظ در بیش از یک معنا خواهد بود ومعناى جامعى هم بین مفهوم همبسترى ومفهوم عقد ازدواج وجود ندارد تا بگوییم : آن معناى مشترک از این واژه اراده شده است .
بـنـابـرایـن بـه نـظـر محقق اردبیلى , از آیه شریفه , چیزى جز حرمت ازدواج با مشرکان استفاده نـمـى شـود وقـهـرا حرمت همبسترى که با حرمت ازدواج تلازم ندارد, مى تواند تحت عنوان اصالةالابـاحـه باقى بماند, زیرا هیچ مانعى ندارد که ازدواج ـ که امر مقدسى است ـ در صورتى که با غیر مسلمان باشد, ممنوع یا مکروه باشد, ولى تمتعات جنسى مباح باشد.
مولف تفسیر المنار نیز در جلد پنجم (ص 35) مى نویسد: ابن جریر از بعضى از مفسران اولیه اسلام نقل کرده است که مقصود از واژه المشرکین والمشرکات کـه بـراى مسلمانان ازدواج با آنها حرام است , کسانى جز مشرکان جزیرةالعرب نیستند, زیرا اسلام مصلحت مى دید که مردم عرب مشرک در جزیرةالعرب مسلمان شوند [یعنى در مرکز اسلام مشرکى وجـود نـداشـتـه باشد, زیرا حضور مخالفان در این ناحیه , خطرناک بوده است ] وبه همین جهت , اسـلام در بـرخورد با مشرکان عرب برآنان سخت گرفته است , در حالى که در برخورد با دیگران نیاز به این مرحله از سختگیرى نبوده است .
و نـیـز در ص 349 مـى نـویـسد: بیشتر مفسران برآنند که مقصود از واژه مشرکین ومشرکات تنها دسـتـه اى از مردم عرب است که داراى کتاب آسمانى نبوده اند, زیرا روش قرآن این است که تنها این دسته از اعراب را مشرک مى خواند, واما مسیحیان ودیگر فرق اهل کتاب را مشرک نمى نامد.
و نـیـز مـرحـوم طـبـرسى در مجمع البیان (ج1 , ص 318) در ذیل همین آیه مى نویسد: بعضى از مـفـسـران مقصود از مشرکین ومشرکات را تنها افراد غیر اهل کتاب دانسته اند, چنان که از قتاده وسعید بن جبیر نیز همین نظر نقل شده است .
یـکـى از صاحب نظران معاصر در بحث ارتداد زن وحکم آن مى نویسد: اگرب قضیه بر عکس باشد, یعنى زنى مسلمان به یکى از ادیان مسیحى ویهودى وب در آید وفرض بر این بوده باشد که همسر او با داشتن زنان متعدد, موظف بوده که از هر چند شب , دو شب را با این زن به سر ببرد واین ارتداد پـس از گـذشت یک شب رخ داده باشد, در این جا حق زن نسبت به یک شب دیگر محفوظ است وباید تدارک شود, هر چند مساله مورد تامل است ((105)) .
سـپـس مـى افـزایـد بـعـضى را عقیده بر این است که همخوابى با زن مرتد ـ هرچند به آیین غیر اهل کتاب بوده باشد ـ منعى ندارد.
مـلاحـظـه اقوال فوق , همگى ناظر به این مطلب است که از آیه تحریم ازدواج با مشرکان , حرمت هـمـبسترى استفاده نمى شود واحتمالا همبسترى با زنان غیر مسلمان وحتى زنان مرتد, به حکم اصالةالاباحه جایز باشد.
و نیز ابن قیم در کتاب احکام اهل الذمه (ج10 , ص 16)مى نویسد: احمد حنبل مى گوید: پیامبر گرامى اسلام را رسم بر این بود که از بت پرستان , زنان وکودکانى را در جـنـگ اسیر مى کرد وبه افراد مسلمانى که این اسیران به آنان تعلق مى گرفتند, اجازه مى داد که پس از گذشت ایام عده , با زنان اسیر همبستر شوند, چنان که در حدیث ابوسعید خدرى آمده : در جـنگ اوطاس (که آخرین جنگ پیامبر(ص)با بت پرستان عرب بود وبعد از فتح مکه رخ داد) پیامبر(ص)در مورد زنان اسیر فرمود: مـسلمانان با زنان حامله تا زمان وضع حمل ایشان همبستر نشوند وزنان غیر حامله نیز باید یک بار پـس از اسارت حیض ببینند وپاک شوند وپس از استبرا, همبسترى با آنان جایز خواهد بود, بنابراین , پـیـامـبـر(ص)براى جواز همبسترى با آنان , اسلام را شرط ندانسته است , وبیشتر زنان اسیر در دوران پـیامبر(ص)از بت پرستان عرب بودند وبرخورد مسلمانان با آنان همین گونه بوده است , چنان که مادر محمد حنفیه , همسر على (ع) از همین زنان اسیر از مردم بنى حنیفه بوده است .
حاصل این که همخوابى با کنیزان غیر مسلمان ـبه هر آیینى که بوده باشند ـ بافرض عدم حاملگى کنیز, ظاهرا بلامانع است , هر چند که در این زمینه , فقهاى شیعه واهل سنت بر حرمت اجماع دارند وتنها افراد نادرى از اهل سنت آن را مباح دانسته اند.
شـاید مستند فقهاى اهل سنت در این زمینه , بیشتر قیاس ومتاثر بودن از سیره خلیفه دوم (عمر) بـوده بـاشـد, زیـرا هـمـان گونه که ابن قدامه در مغنى وبسیارى دیگر از فقهاى اهل سنت , مثل سـرخـسـى در الـمـبـسـوط وبـ یادآور شده اند, خلیفه دوم گذشته از این که از متعه شدیدا منع مـى کرده , در زمینه ازدواج با اهل کتاب نیز شدیدا مخالف بوده است ومتاسفانه اصحاب پیامبر(ص)نیز در برابر تصمیم گیریهاى بدون دلیل ایشان عکس العملى نشان نمى دادند, جز در مواردى محدود که افرادى مانند جابر وابن عباس وب نظر مخالفى ابراز داشته اند.
مـتـاسـفـانـه ایـن روش در گذشته وحال حاضر نیز در میان اهل سنت متداول بوده وبسیارى از اختلافات اهل سنت با شیعه , معلول همین روش بوده است .
میبدى در تفسیر کشف الاسرار مى نویسد: عـمـر زنـى را بـه چهل هزار درهم مهریه به عقد خود در آورد, آن گاه خود روزى بر منبر خطبه خواند وگفت : اى مـردم ! مـهریه زنان را سنگین نکنید, زیرا اگر این کار از نظر دنیوى پسندیده بود یا معیار تقوا در نزد خداوند به حساب مى آمد, هرآینه سزاوارترین فرد بدان , پیامبر(ص)بود, در حالى که آن حضرت براى زنانش بیش از دوازده وقـیه ((106)) مهر قرار نداد.
در ایـن حـال زنـى بـرخاست وگفت : آیا ما را از حقى که خداوند برایمان قرار داده منع مى کنى ؟
خـداونـد مـى فرماید: اگر قنطارى از طلا را به عنوان مهر در اختیار زنانتان قرار دادید, چیزى از آن راپس نگیریدب.
در ایـن حـالـ عـمـر گـفت : هریک از شما از عمر داناترید, وسپس به یارانش گفت : از من چنین سـخـنـانـى را مـى شـنـوید وبر من خرده نمى گیرید ونتیجه این مى شود که زنى به من اعتراض مـى کـنـد, در حالى که از داناترین زنان هم نیست ! ((107)) محمد بن عبدالوهاب , بنیانگذار فرقه وهـابـیـه , در کـتـاب مسائل الجاهلیه (ص 125) مى نویسد: مسجد قرار دادن قبور پیامبران نیز از بـدعـت هـاى اهـل کتاب در جاهلیت است که نادانان این امت نیز آن را به ارث برده اند .
آنچه را در ایـن بـاره مـى دانـم دو قول است : یکى این که بسیارى از علما آن را منع کرده ومکروه دانسته اند وگـفـتـه اند: مسافرت به قصد بقعه اى براى عبادت در آن , کارى پسندیده نیست , وقول دوم این است که در حد بسیار جزئى ومحدود جایز است ب.
از احمد بن حنبل پرسیده شد که به نظر شما فردى که به زیارت این مکانهاى مقدس مى رود, این کار جایز است ؟
احمد پاسخ داد: اما براساس حدیث ابن ام مکتوم ـ که از پیامبر(ص)تقاضا کرد که پیامبر در خانه اش نماز بخواند تا جایگاه نماز پیامبر(ص)را مسجد دایمى خود قرار دهد ونیز براساس سیره ابن عـمـر که اصرار داشت در جاهایى که پیامبر(ص)نماز خوانده بود نماز بخواند, وقتى کارهاى عادى آن حـضـرت را تـقـلید مى کرد ـ این کار جایز به نظر مى رسد ونیز احمد بن قاسم نقل کرده است که عـبـداللّه بـن عـمـر را دیدند که به جایى آب مى پاشید وهنگامى که از او پرسیدند: چرا این جا آب مى پاشى ؟
پاسخ داد: چون پیامبر(ص)را دیدم که روزى در این جا آب پاشیده است ب.
محمد بن عبدالوهاب پس از نقل فتواى احمدبن حنبل بر جواز چنین اعمالى مى گوید: عقیده ما براین است که این کارها همان گونه که احمد حنبل مى گوید, جایز است , ولى کارى است مکروه , چـه ایـن کـه سـعـید بن منصور در سنن خود آورده است که ابوهاویه نقل کرده که ما در یکى از سفرهاى حج همراه عمر بودیم , ناگاه عمر دید مردم براى نماز خواندن به مکانى هجوم برده اند, پرسید: چرا چنین مى کنید؟
گفتند: این جا مسجدى است که پیامبر(ص)در آن نماز خوانده است .
عمر گفت : علت این که امتهاى پیش از اسلام گمراه شدند, همین بود که آثار پیامبرانشان را عبادتگاه قـرار دادنـد, بـنابراین هرکس به هنگام نماز به چنین جایى رسید, در آن نماز بخواند, واما در غیر وقت نماز نباید در آن نماز بخواند.
بـنـابـرایـن , عـمـر از ایـن که جایگاه نماز پیامبر(ص)مسجد قرار گیرد ودر خارج از وقت در آن نماز گـزارده شـود, اظهار کراهت مى کند وتصریح مى نماید که علت هلاکت امتهاى گذشته , همین عمل بوده که اصرار داشته اند جایگاه پیامبرانشان را کنیسه وکلیسا قرار دهند.
ونیز محمدبن وضاح وغیر او از عمر نقل کرده اند که دستور داد درختى را که در بیعت رضوان در زیـر آن , مـردم با پیامبر(ص)بیعت نموده بودند, قطع کردند, چه این که مشاهده کرد مردم در زیر آن درخت اصرار دارند نماز بخوانند وعمر از آینده این کار وحشت داشت .
بـنـابـراین آنچه سزاوار است بدان عمل کنیم , همان روش خلیفه دوم است وهمین عقیده عموم اصـحـاب پـیـامبر(ص)بوده وتنها عبداللّه , پسر عمر در این روش با پدرش مخالف بوده است , پس لازم است که ما نیز بدین روش ملتزم باشیم وآن را مبناى کار خود قرار دهیم .
در مـکـتبى که چنین گرایش تعصب آمیزى در مورد سنن خلیفه دوم وجود دارد, حکمى که در کـوچـکـتـرین مناسبتى از خلیفه صادر مى شود, ممکن است براى همیشه معمول گردد ویا امر مـکروهى به عنوان حرام تلقى گردد .
جالب این که خلیفه دوم در مساله ازدواج با غیر مسلمانان , شدیدا عکس العمل نشان داده وحتى با تهدید, به اصحاب پیامبر(ص)فرمان داده که زنانى را که قبلا از اهل کتاب گرفته بودند طلاق دهند.
ابن قدامه پس از این که جواز ازدواج با اهل کتاب را به استناد آیات قرآن وروایات واقوال فقها اثبات مى نماید, مى نویسد: هنگامى که این مطلب ثابت شد, پس سزاوار است که با زنان اهل کتاب ازدواجى صورت نگیرد, چه این که عمر به مسلمانانى که با زنان اهل کتاب ازدواج کرده بودند, دستور داد آنان را طلاق دهند وهـمگى , زنان کتابى خود را طلاق دادند, به جز حذیفه , وعمر از او نیز خواست که زنش را طلاق دهد, وحذیفه پرسید: آیا شهادت مى دهى که ازدواج با کتابى حرام است ؟
عمر گفت : همخوابى با زن کـتابى , مثل خوردن شراب است , او را طلاق بده .
وحذیفه دوباره پرسید: شهادت مى دهى که حرام است ؟
عمر گفت : این همانند شراب است .
حذیفه گفت : مى دانم که مانند شراب است , ولى حـلال است , ولذا حاضر نشد زنش را طلاق دهد, ولى بعدها او نیز زنش را طلاق داد وهنگامى که از او پرسیدند: چرا همان اول که عمر به تو دستور داد چنین نکردى ؟
پاسخ داد: نخواستم که مردم تصور کنند من کارى نادرست مرتکب شده ام ((108)).
از آنـچه گفته شد, نتیجه مى گیریم که اهل سنت در مساله ازدواج با بیگانگان شدیدا تحت تاثیر سیره خلیفه دوم بوده اند, ولذا با فرض این که دلیل روشنى بر حرمت ازدواج با زنان غیر مسلمان ونیز تمتع از آنان وجود ندارد, در غیر مورد اهل کتاب قائل به حرمت شده اند ودر مورد اهل کتاب به دلـیل صراحت آیات سوره مائده نتوانسته اند حکم به حرمت نمایند, در عین حال , قائل به کراهت شدید شده وعملا آن را منع نموده اند.
در ایـن جـا این سوال مطرح مى گردد که چرا فقهاى شیعه در این زمینه , ابرازمخالفت نکرده اند, بـلـکـه ایـنـان نـیز عملا وبلکه قولا همانند فقهاى اهل سنت اندیشیده اند وبا وجود قرائن یاد شده برجواز, معتـقد به حرمت بوده اند؟
پاسخ این که هر چند بسیارى از فقهاى شیعه در شرایطى به جز تقیه , آزادانه اظهار نظر کرده اند, ولـى از آن جا که امامان معصوم در قرون اولیه شدیدا در حال تقیه بوده اند, معمولا مجبور بوده اند در ایـن زمـیـنه نظرى بر خلاف آراى مشهور اهل سنت ابراز ننمایند, ولذا در این مورد معمولا به صورت تقیه سخن گفته اند وحتى در مورد اهل کتاب نیز نظر مساعدى ابراز نداشته اند واحیانا به صـورت کـنـایه ومخفیانه حکم به حلیت ودر مواردى صریحا حکم به کراهت شدید نموده اند ودر مواردى ازدواج دایم با اهل کتاب را منع کرده وازدواج موقت را مجاز دانسته اند, ودر مورد کنیزان نـیـز چـنین نظرى از امامان معصوم نقل شده است وتنها در مورد مجوسیان است که بهره مندى جنسى از آنان را به صورت ملک یمین جایز شمرده اند.
مـمـکن است گفته شود که امامان معصوم هر چند در حال تقیه بوده اند, ولى حکم خدا را ـ اگر چـه به صورت مخفیانه ـ ابراز داشته اند, چنان که در مورد متعه , با همه مخالفت اهل سنت , امامان اهـل بـیـت در زمینه جواز آن واشاره صریح قرآن بدان وعدم نسخ حکم آن , سخنان فراوانى ابراز داشته اند, بنابراین اگر ازدواج با غیر مسلمانان نیز جایز بود, حتما حکم آن را بیان مى کردند.
پاسخ این که ازدواج موقت با زنان مسلمان واحیانا اهل کتاب در مقایسه باازدواج رسمى با زنان غیر مـسـلـمـان , تـفـاوت فراوانى دارد, زیرا در کراهت ازدواج بازنان اهل کتاب وهر زن غیر مسلمانى تردیدى وجود نداشته است , در دوران گذشته که تعصبات مذهبى شدیدى وجود داشت واحتمال تـحـت تـاثـیـر قرار گرفتن مسلمانان از غیر مسلمانان بر اثر ازدواج با آنان جدى بوده است , ولذا تردیدى درکراهت آن وجود ندارد ودر حال حاضر نیز چنین است , چه این که این روابط, به صورت گسترده , به ویژه نسبت به افرادى که در کشور اسلامى زندگى نمى کنند, هرگز نمى تواند فاقد آثار سوء باشد وحتى از نظر سیاسى نیز آثار تخریبى زیادى در پى دارد.
بـنـابـرایـن اهـل بیت للّه مخالفتى با عدم انجام آن نمى کردند وانگیزه اى جدى براى ابراز مخالفت نـداشـتـنـد, ولى در مورد متعه که منجر به مخفى ماندن یک حکم اسلامى وآثار سازنده آن براى هـمـیـشـه مـى شد, هر چند در شرایط شدید تقیه به سر مى بردند, حکم اصلى آن را بى پرده ابراز داشته اند.
به عنوان نمونه , در کتاب وسائل الشیعه (ج14 , ص 418) مى خوانیم : راوى گوید: بـه ابـوالـحـسـن (ع) عـرض کردم : فدایت شوم , نظر شما درباره زنى نصرانى که او را از مسیحیان مـى خـرم وبـه آنـان مـى فـروشم چیست ؟
امام فرمود: بخر وبفروش , مانعى ندارد .
گفتم : آیا با او همبستر هم بشوم ؟
پس آن گاه حضرت کمى سکوت کرد وسپس رو به من کرد وبه صورت آهسته گـفـت : ایـن نیز براى تو حلال است .
این گونه روایات , شاهدى است بر این که امامان معصوم در ابـراز عـقیده در این گونه مسائل , به دلیل مخالفت اهل سنت آزاد نبوده اند, ولذا احتمال مبتنى بر تـقـیـه بودن بسیارى از روایات این باب , قوت مى گیرد, چنان که صدور بعضى از این روایات , به جـهـت تـقیه , قطعى است وقهرا نمى توان با این گونه روایات , آیات قرآن کریم را تخصیص زد ویا تـفـسـیـر نـمـود .
گذشته از همه آنچه گفته شد, روایات تحریم ازدواج با زنان غیر مسلمان , در بـسـیـارى از مـوارد, ازدواج بـا اهل کتاب را به صورت دایم یا موقت , آن هم توام با کراهت یا عدم کراهت مطرح مى نماید, ولى ازدواج با افرادى همچون اکراد وخزر واهوازى وب را ممنوع وغیر مجاز دانـسته , در حالى که فرض بر این است ((109)) که ازدواج با اکراد وب درصورتى که مسلمان باشند بلااشکال است ومنع ازدواج با آنان حمل بر کراهت مى شود آن هم مخصوص دوران گذشته است کـه احـیانا از نظر اخلاقى ورسومات اجتماعى تقریبا کفو مسلمانان تربیت یافته اسلام نبوده اند که قـهـرا ازدواج با آنها مکروه بوده است وبه همین جهت بسیارى از فقها نیز راى به کراهت داده اند, بـنابراین به قرینه سیاق مى توان گفت که در روایات باب ازدواج با بـیگانگان , بیشتر, نهى تنزیهى وارشادى مورد توجه بوده است , چنان که احتمالا در بعضى از آیات قرآن نیز همین احتمال مطرح اسـت , فـى المثل , در آیه 25 سوره نساء که مى فرماید: ومن لم یستطع منکم طولا ان ینکح المحصنات المومنات فمن مها ملکت ایمانکم من فتیاتکم المومنات.
ایـن جـمـلـه نمى رساند که ازدواج با زنان آزاد غیر مسلمان حرام است , بلکه مى گوید: ازدواج با کنیزان با همه کراهتى که دارد واعتراض اجتماعى اى که به دنبال دارد, بهتر از ازدواج با زنان آزاد غیر مسلمان است , واللّه اعلم

http://www.al-shia.com


آمارها و جای خالی ازدواج موقت

معاون اجتماعی بهزیستی کشور :
سیزده میلیون زن در ایران سرپرست خانوار هستند؛

عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس :
سالانه یک میلیون و چهارصد هزار جوان به جمع بی کاران کشور اضافه می شوند؛

قائم مقام سازمان ملی جوانان :
بیست و یک و نیم درصد جوانان کشور بیکارند؛

رئیس سازمان ملی جوانان :
جوانان کشور هجده میلیون مجرد و
 شش میلیون بیکار هستند؛

مدیر کل امور آسیب دیدگان اجتماعی :
طی شش ماه اول سال جاری ( هشتاد و دو ) ؛ دو هزار زن خیابانی و حدود پانصد دختر فراری از خیابان های تهران جمع آوری شده اند؛ پیش بینی می شود تا پایان سال جاری شمار این افراد به چهار هزار نفر برسد؛

سردار قالیباف ( فرمانده نیروی انتظامی ) :
هشتاد و دو درصد زنان خیابانی به دلیل فقر و نیاز مالی اقدام به تن فروشی می کنند؛ تنها هجده درصد این افراد برای شهوت رانی مبادرت به این کار می کنند؛

دکتر میرباقری ( رئیس سازمان ملی جوانان ) :
فاصله سن بلوغ و تأهل و شاغل شدن جوانان از پنج سال به پانزده سال افزایش یافته است؛

پژوهش های صورت گرفته نشان می دهد :
عدم توازن نسبت های جنسی افراد ازدواج نکرده در دهه شصت و پنج تا هفتاد و پنج به رشد فزاینده زنان ازدواج نکرده انجامیده است؛
براساس آمار موجود سن ازدواج در کشور نسبت به سال قبل در حدود هشت سال افزایش یافته است؛این افزایش سن درحالی صورت گرفته که میزان تحصیلات و آگاهی جوانان نسبت به ده سال قبل رشد چشمگیری داشته است؛

آقای عبادی ( رئیس سازمان ملی جوانان ) :
جمعیت دختران در سن ازدواج هفت صدو نود هزار نفر بیش از پسران است
در شش سال گذشته بیش از یک میلیون و دویست هزار جوان از دسترسی به ازدواج محروم ماندند؛
از سه ملیون و سیصد هزار جوان در سن ازدواج سالانه دو میلیون نفر موفق به ازدواج نمی شوند؛

سازمان ملی جوانان اعلام کرد :
یک ملیون و دویست و پنجاه هزار دختر بیست تا بیست و نه ساله ایرانی به احتمال قوی بدون همسر باقی خواهند ماند؛ با در نظر گرفتن این واقعیت که پسران به ازدواج با دختران در گروه سنی پایین تر تمایل بیشتری نشان میدهند نتیجه گرفته شده که یک میلیون و دویست و پنجاه هزار دختر شانس ازدواج نخواهند داشت؛ و اگر به ارقام این تحقیق تعداد دختران بالای بیست و نه سال را اضافه کنیم شاید به رقمی بالغ بر هفت میلیون نفر دست یابیم؛

اداره روابط عمومی سارمان ثبت احوال گشور :
آمار طلاق در کشور بیست و نه درصد؛ ازدواج دائم هفت درصد و ازدواج منقطع بیست و نه درصد افزایش داشته است؛

نعمانی ( کارشناس علوم اجتماعی ) :
حدود سی تا سی و پنج درصد ازدواج ها در طول سال به طلاق می انجامد؛ پیشتر اعلام شده بود بیست و پنج درصد ازدواج ها به طلاق منجر می شود؛

بنابر آمار منتشره؛ با افزایش میزان طلاق در کشور :
ایران رتبه پنجم آمار طلاق در جهان را به خود اختصاص داده است؛

رئیس مجتمع قضایی خانواده :
تحقیقات نشان میدهد نود و پنج درصد ازدواج های اینترنتی و خیابانی ناموفق هستند؛

آقای سهیل معینی (مربی حقوق بشر در سازمان دفاع ) :
ظرف هفت سال متوسط سن فحشا از بیست و هشت سال به زیر بیست سال تغییر یافته است؛

منبع:
کتاب آمارها پرده بر میدارند؛ تألیف اصغر جدایی؛ نشر نورالسجاد؛ چاپ اول ـ بهار ۱۳۸۳ ؛

ازدواج موقت در افغانستان

در افغانستان، کشوری که ازدواجها همواره تا آخر عمر ادامه می یابد و طلاق، ناپسند قلمداد می شود، ازدواج موقت یا عقد زناشویی کوتاه مدت، یک مساله جدی است
صیغه یا ازدواج موقت پدیده ای است که گفته می شود هزاران مهاجر افغان با بازگشت از هجرت، آنرا در کشورشان احیا کرده اند.
ازدواج موقت، در اسلام یک مساله جنجال برانگیز است؛ چراکه مسلمانان شیعه باور دارند، پیامبر اسلام صیغه را مجاز دانسته بود، در حالیکه در افغانستان عمدتاً سنی مذهب، پیروان اهل سنت معتقد اند ازدواج موقت در شرع ممنوع است.

مردی با 18 زن


محمد غفور، شهروند مزارشریف است که برخلاف بسیاری از شهروندان دیگر افغان، می گوید طی 28 سال که از عمرش می گذرد، دست کم 18 زن داشته است.

شماری از این زنان برای یک ماه یا یک سال با آقای غفور به سر برده اند و برخی شان هم برای تنها 2 ساعت یا حتی کمتر از آن.

غفور یک دانشجو است. او می گوید این درست همان چیزی بوده که می خواسته است؛ چراکه او توان پرداخت حدود دو هزار دلار برای برگزاری مراسم عروسی را در افغانستان ندارد و برعلاوه آن، آماده انجام این کار و پذیرفتن این مسئولیت هم نیست.

غفور می گوید این عوامل موجب شد او به سوی عقد ازدواج موقت بشتابد.

شناخت و آشنایی، نخستین چیزی بود که غفور را به سوی ازدواج موقت کشاند. این مرد افغان می گوید برای نخستین بار در سالهای مهاجرت در ایران، اقدام به ازدواج موقت کرده بود.


مولوی محمد قاسم انصاری، خطیب مزاری صیغه را معادل خوشگذرانی می داند

غفور حدود 8 سال پیش، با یک بیوه زن توافق کرده، نزد ملای محل رفته و برای مدت معین، حدود یک ماه، این زن را به طور رسمی به عقد موقت خود درآورده بود.

اما در افغانستان، کشوری که ازدواجها همواره تا آخر عمر ادامه می یابد و طلاق، ناپسند قلمداد می شود، ازدواج موقت یا عقد زناشویی کوتاه مدت، یک مساله جدی است.

این نوع ازدواجها در دوره حاکمیت رژیم طالبان و حتی پیش از آن در افغانستان، به ندرت صورت می گرفت. اما حالا شایعات مبنی بر افزایش این نوع ازدواجها دست کم در مزارشریف، جایی که گروه بزرگی از شیعیان سکونت دارند، انشتار یافته است.

روند اجرای ازدواج موقت خیلی ساده است؛ برای عقد نکاح موقت یا صیغه، مرد و زنی که با یکدگر موافقت کرده اند، نزد یک ملا می روند و ملا در چند دقیقه آنها را برای مدت معین مزدوج می سازد. بعد از طی این مدت، آنها می توانند با توافق هم مدت ازدواج شان را تمدید کنند یا هم آنرا فسخ سازند.

ازدواج موقت ازدواج زنان بیوه است

اما این نوع ازدواج غالبا با زنان بیوه صورت می گیرد نه با دوشیزگان.

ولی چرا زنان رو به ازدواج موقت می آورند. بی بی زیبا 35 ساله که یک دختر و یک پسر دارد در گوشه ای از شهر مزار شریف زندگی می کند.

او درجریان جنگهای دهه 1990 میلادی در کابل، در اثر برخورد خمپاره ای به خانه اش، شوهرش را از دست داد. اما بعد از مرگ شوهر اولی، هیچ کس دیگر حاضر نشد با او ازدواج کند.

زیبا می گوید که تاکنون طی 3 سال گذشته، 3 بار با سه مرد به طور جداگانه ازدواج موقت انجام داده که هر کدام بیش از یک ماه طول نکشیده است.

او گفت که بیش از یک دهه انتظار کشید تا کسی به سراغش بیاید و با او ازدواج کند، اما بخت با زیبا یار نبود و تاکنون کسی او را به ازدواج دایم اش درنیآورده است.

زیبا خاطر نشان می کند که پدرش هم توان پرداخت هزینه های اجارة خانه، خوراک و پوشاک او و بچه هایش را ندارد و او که بی سواد است، هم نتوانسته در جای کار بیابد.

زیبا می گوید از طرف دیگر، او نمی خواست به فحشا رو آورد. بنابرین، روزی حاضر شد با مردی که خاله اش برای او معرفی کرده بود، ازدواج موقت کند.

زیبا می گوید این مرد حاضر نبود او را برای همیشه به عقدش درآورد. بنابرین، به نظر زیبا درست ترین راه همین بود که ازدواج موقت برقرار کند.

ازدواج موقت در نزد اهل سنت و شیعیان

شیخ محمد حسن توسلی، از علمای شیعه مزارشریف می گوید: "حضرت علی هم چندین مورد ازدواج موقت انجام داده است. حضرت امام حسین مجتبی، نواده پیامبر اسلام، هم 4 زن دایمی و نزدیک به 70 زن موقت داشت. صیغه به سبب جلوگیری از فحشا در جامعه، مجاز قرار داده شده است."


شیخ محسن توسلی رواج صیغه را اسباب مهار فحشا می داند

او می افزاید: "روشن است که همه انسانها خواهش شهوانی دارند و زنان بیشتر از مردان. زنانی که شوهران شان را از دست داده اند و کسی حاضر به ازدواج با آنها نیست، نمی توانند همینگونه بمانند و نیاز است برای فراهم آوردن نیازمندهای آنها و رفع شهوت، کسی با آنها ازدواج کند."

اما آقای توسلی می گوید که این ازدواج شرایط ویژه خود را دارد و هر مردی بی جهت نمی تواند زنی را به عقد موقت خود در آورد.

اما در افغانستان عمدتاً سنی مذهب، علمای پیروی اهل سنت می گویند در یک مقطع زمانی حضرت پیامبر صیغه را مجاز کرده بود اما بعد از آنکه مواردی از فحشا در نتیجه آن دامنگیر جامعه آن زمان شد، حضرت پیامبر آنرا دوباره ممنوع ساخت.

مولوی محمد قاسم انصاری، خطیب روضه شریف منسوب به حضرت علی در این باره می گوید: "صیغه به معنای رنگ دادن وقت (خوشگذرانی) است که جوانان را ارضا کند. ازدواج موقت را اسلام ممنوع قرار داده است و این اصلا جایز نیست."

برداشت ازwww.armans.info

کاندوم زنانه

کاندوم زنانه که در سال 1993 توسط اداره دارو و غذا تأیید شد، حاوی یک غلاف لغزنده
پلی اورتان که از نظر ظاهری کاملاً مشابه کاندوم مردانه است می باشد. انتهای بسته آن که یک حلقه انعطاف پذیر دارد در داخل مهبل قرار داده می شود در حالیکه انتهای باز آن بیرون قرار داده
می شود و تا اندازه ای لب ها را می پوشاند. کاندوم زنانه هم مانند کاندوم مردانه بدون نسخه در دسترس است و فقط برای یکبار مصرف می باشد و نباید در همراهی با کاندوم مردانه استفاده شود چرا که باعث لغزیدن و خروج از محل می شود.

* دیافراگم:

این روش فقط با نسخه در دسترس است و  توسط یک کارشناس برای آنکه اندازه مناسب داشته باشد، اندازه گیری می شود. دیافراگم یک صفحه سمغی گنبدی شکل است که یک حاشیه انعطاف پذیر دارد که از دو طریق از بارداری جلوگیری می کند. دیافراگم دهانه رحم ار می پوشاند وبنابراین اسپرم نمی تواند به رحم دست یابد در حالیکه کرم یا ژل اسپرم کشی که پیش از کارگذاری در دیافراگم به کار رفته است اسپرم ها را می کشد. دیافراگم تا 6 ساعت پس از کارگزاری حفاظت کننده است. برای ارتباط جنسی پس از 6 ساعت یا برای ارتباط مکرر در طی این 6 ساعت باید اسپرم کش تازه در داخل مهبل در حالیکه دیافراگم هنوز در جای خود باقی است به کار برود. دیافراگم حداقل 6 ساعت پس از آخرین ارتباط جنسی باید، در مکان خود باقی بماند. اما این زمان نباید بیش از 24 ساعت طول بکشد چرا که خطر سندرم شوک توکسیک که یک عفونت نادر اما بالقوه کشنده است را افزایش می دهد. علائم و نشانه های سندرم شوک توکسیک شامل تب ناگهانی، ناراحتی معده، دانه های خورشیدی شکل و افت فشار خون است.

** روشهای هورمونی:

* قرصهای خوراکی پیشگیری از بارداری ترکیبی:

قرصهای خوراکی پیشگیری از بارداری ترکیبی که به صورت خاص به آن قرص گفته می شود 40 سال در بازار به فروش می رسیده است و یکی از عمومی ترین روشهای پیشگیری از بارداری بر گشت پذیر در آمریکا هستند. این شکل از روشهای جلوگیری تخمک گذاری ( آزاد شدن ماهیانه یک تخمک از تخمدانها) را به وسیله اثر مرکب هورمونهای استروژن و پروژسترون مهار می کند. اگر زنی به یاد آورد که هر روز دقیقاً در یک ساعت معین قرص را مصرف کند، شانس بسیار کمی برای باردار شدن دارد. اما اگر این زن بعضی داروها مانند آنتی بیوتیکهای خاصی را مصرف کند اثر بخشی قرصها کم می شود. در کنار پیشگیری از بارداری قرصها مزایای دیگری نیز دارند. همانگونه که در ابتدا توضیح داده شد، قرص می تواند عادت ماهانه را منظم تر و سبکتر کند. در ضمن اثر حفاظتی علیه بیماریهای التهابی لگن (عفونت لوله های فالوپی یا رحم که علت عمده ناباروری در زنان است) و علیه سرطانهای تخمدان و لایه داخلی رحم دارد. تصمیم به استفاده از قرص باید با مشاوره با یک کارشناس بهداشتی گرفته شود. قرصهای پیشگیری از بارداری برای بسیاری زنان ایمن است حتی بسیار کم خطر تر از به دنیا آوردن کودک، اما در عین حال برخی خطرات را نیز به همراه دارند. قرصهای کم هورمون فعلی خطرات کمتری نسبت به انواع ابتدایی تر دارند. اما زنان بالای 35 سال سیگاری و زنانی که وضعیتهای پزشکی خاص مثل سابقه ایجاد لخته خونی یا سرطان رحم یا سرطان لایه داخلی رحم دارند، ممکن است توصیه به عدم دریافت این قرصها شوند. قرص ممکن است با بیماری قلبی عروقی شامل فشار خون بالا و انسداد رگها مربوط باشد. یکی از بزرگترین سوالات این است که آیا قرص خطر سرطان سینه را در مصرف کنندگان قدیم و جدید قرص افزایش می دهد یا خیر. یک مطالعه بین المللی که در سپتامبر 1996 در مجله پیشگیری از بارداری به چاپ رسید استنتاج کرد که خطر سرطان سینه در زنان 10 سال پس از قطع مصرف قرص بیشتر از زنانی که هرگز قرص استفاده کرده اند نیست. در طی مصرف قرص و 10 سال پس از توقف استفاده از قرص خطر سرطان سینه درزنان فقط کمی بیش از زنانی است که از قرص استفاده نمی کنند. زنانی که سرطان سینه داشته یا دارند، نباید از قرص استفاده کنند چرا که استروژن درون قرص ممکن است وضعیت آنها را بدتر کند.عوارض قرص که معمولاً چند ماه پس از مصرف قرص از بین می روند شامل تهوع، سردرد، درد پستانها، اضافه وزن، خونریزی نامنظم و افسردگی است.

مینی پیل (قرص شیر دهی):

گرچه مینی پیل هم مانند قرصهای ترکیبی خوراکی به صورت روزانه مصرف می شود، فقط حاوی هورمون پروژسترون بوده و استروژن ندارد. این قرصها از طریق افزایش ضخامت مخاط ناحیه دهانه رحم از رسیدن اسپرم به تخمک جلوگیری می کنند. در ضمن این قرصها لایه داخلی رحم را از ضخامت محافظت می کنند که باعث می شود، تخمک بارور شده نتواند در رحم جایگزین شود. این قرصها مختصری کم اثرتر از قرصهای ترکیبی خوراکی هستند. قرص شیردهی نیز مانند قرص های ترکیبی می تواند، خونریزی قاعدگی و گرفتگی های ماهیچه ها را کم کند و خطر سرطان تخمدان و رحم و نیز بیماریهای التهابی لگن را کاهش دهد. از آنجا که این قرصها حاوی استروژن نیستند خطر ایجاد لخته خونی که در همراهی با قرصهای ترکیبی اتفاق می افتد، را ندارند. این قرصها انتخابهای خوبی برای تازه مادرانی است که به کودک خود شیر می دهند چرا که قرصهای ترکیبی خوراکی ممکن است کیفیت و کیت شیر مادر را کاهش دهند. در ضمن این قرصها انتخابهای خوبی برای افرادی هستند که با قرصهای ترکیبی خوراکی دچار سردرد شدید و فشار خون بالا می شوند.عوارض جانبی قرصهای شیردهی شامل تغییر چرخه قاعدگی، اضافه وزن و دردهای پستانی است.

روش اورژانس پیشگیری از بارداری:

دو نوع قرص پیشگیری ازبارداری اورژانس توسط اداره دارو و غذا برای پیشگیری از بارداری پس از ارتباط جنسی، زمانی که روش پیشگیری از بارداری استانداردی استفاده نمی شده یا دچار شکست شده است، به تأیید رسیده.یکی از این محصولات حاوی ترکیب استروژن و پروژسترون و دیگری فقط پروژسترون است. هر دو نوع محصول که فقط با نسخه پزشک در دسترس هستند، از طریق به تآخیر نداختن یا مهار تخمک گذاری یا جلوگیری از لانه گزینی تخمک بارور شده در رحم عمل می کنند. این قرصها در صورتی که تخمک بارور شده جایگزین شده باشد دیگر اثری ندارند.روشهای اورژانس حدود 75 درصد موثر هستند که به معنای این است که تعداد زنانی که انتظار می رود پس از ارتباط جنسی حفاظت نشده، حامله شدند از 8 به 2 در زنانی که از این روش استفاده می کنند، کاهش می یابند.عوارض جانبی شامل تهوع و استفراغ است که هر دو مورد در زنانی که فقط از قرصهای پروژسترونی استفاده کرده اند کمتر گزارش شده است.

* پروژسترون تزریقی:

آمپول دپوورا که در سال 1992 توسط اداره دارو و غذا تأیید شد به وسیله یک کارشناس بهداشتی هر دو ماه یکبار در بازو یا باسن تزریق می شود. دپو ورا از سه طریق از بارداری پیشگیری می کند: تخمک گذاری را مهار میکند، مخاط دهانه رحم را برای جلوگیری از دستیابی اسپرم به تخمک تغییر داده و آستر رحم را برای جلوگیری از لانه گزینی تخمک بارور شده، تغییر میدهد. تزریق پروژسترون در جلوگیری از بارداری بسیار مؤثر است، چرا که نیاز به تلاش بسیار کمی از سوی زن برای جلوگیری از حاملگی را بردارد. « زنی که از این روش استفاده می کند به راحتی هر سه ماه یکبار یک تزریق توسط پزشک دریافت می کند». مزایای این روش مشابه مینی پیل و دیگر روش پروژسترونی پیشگیری از بارداری (نورپلانت) است. عوارض جانبی هم مشابه است و شامل قاعدگی های نامنظم یا فقدان قاعدگی (که آسیب زننده نبوده و به معنای این نیست که این روش درست عمل نمی کند)، اضافه وزن و دردهای پستانی می باشد.

* پروژسترون کاشتنی:

نورپلانت که در سال 1990 و نوع جدیدتر آن نورپلانت 2 در سال 1996 به وسیله اداره دارو و غذا تأیید شدند نوع سوم روشهای پیشگیری از بارداری پروژسترونی هستند. این روش پیشگیری از بارداری که به شکل استفاده از استوانه ها ی رزینی در اندازه چوب کبریت است، به روش جراحی در زیر پوست بازو جایی که به طور مداوم هورمون استروییدی لوونورژسترل را آزاد می کند، کار گذاشته می شود. 6 استوانه نورپلانت به مدت 5 سال (یا تا زمانی که برداشته شوند) در برابر حاملگی ایجاد حفاظت می کنند. در حالیکه دو استوانه نورپلانت 2 به مدت سه سال از حاملگی پیشگیری می کنند. شکست نورپلانت بسیار نادر است اما با افزایش وزن این احتمال بیشتر می شود. بعضی زنان ممکن است دچار عفونت یا التهاب در محل کاشته شدن نورپلانت شوند. سایر عوارض جانبی آن شامل تغییرات چرخه قاعدگی، اضافه وزن و درد پستانی است.

* وسایل داخل رحمی:

IUD وسیله ای مکانیکی است که توسط یک کارشناس بهداشتی در داخل رحم جاگذاری می شود. دو نوع آی یو دی در آمریکا در دسترس هستند. آی یو دی مسی و آی یو دی پروژسترونی. آی یو دی مسی می تواند به مدت 10 سال باقی بماند. در حالیکه آی یو دی پروژسترونی هر سال باید جایگزین شود. به طور کامل مشخص نیست که آی یو دی چطور از حاملگی پیشگیری می کند. به نظر می رسد که این وسایل از طریق بی حرکت کردن اسپرم در مسیرش به سمت لوله های فالوپی از ملاقات اسپرم و تخمک جلوگیری می کنند یا با تغییر لایه داخلی رحم از لانه گزینی تخمک بارور شده جلوگیری می نمایند. آی یو دی ها یکی از کمترین میزانهای شکست را در بین روشهای پیشگیری از بارداری دارند. وقتی آی یو دی برای فرد مناسب باشد (وقتی هر دو زوج دارای یک شریک جنسی باشند و ارتباطات آنها با ثبات باشد که در خطر عفونت نباشند)آی یو دی یک روش پیشگیری از بارداری بسیار امن و موثر است

** روشهای سنتی:

* آگاهی از باروری:

به این روش، روش طبیعی پیشگیری از بارداری یا پرهیز دوره ای هم گفته می شود. آگاهی از باروی مستلزم پرهیز از ارتباط جنسی یا استفاده از روشهای سد کننده پیشگیری از بارداری در روزهایی از چرخه قاعدگی زن است که احتمال بیشتری برای حاملگی اش وجود دارد. از آنجا که اسپرم تا حدود 7 روز می تواند در راههای تناسلی زنانه باقی بماند و تخمک تا 24 ساعت پس از آزاد شدن قابل بارور شدن است، یک زن می توند از رابطه جنسی 7 روز پیش از تخمک گذاری تا 24 ساعت پس از آن باردار شود. روشهایی که تخمین می زنند چه زمانی یک زن بارور است بستگی به چرخه قاعدگی، تغییرات مخاط دهانه رحم یا تغییر در درجه حرارت بدن دارد. این روش می تواند اثر بخش باشد ولی احتیاج به یک زوج بسیار با انگیزه و هوشمند برای اثر بخشی این روش است.

آمار تکان دهنده تعرض جنسى در جهان

بنابر آمارى که سازمان بهداشت جهانى (WHO) ارائه داده سوءاستفاده جنسى از کودکان در کنار کار اجبارى و خشونت فیزیکى علیه کودکان‏افزایش چشمگیرى داشته و به یکى از اصلى‏ترین نگرانى‏هاى سلامت جهانى تبدیل شده است.

به گزارش آریا، کشور آفریقاى جنوبى در میان کشورهایى که نرخ بسیار بالاى سوءاستفاده جنسى از کودکان در آن‏ها ثبت شده در رده‏هاى بالا قرار دارد و این‏موضوع به یکى از اصلى‏ترین بحران‏هاى این کشور تبدیل شده است.


بنابر تحقیقى که سازمان بهداشت جهانى انجام داده سالانه حدود 20هزار گزارش سوءاستفاده جنسى به پلیس آفریقاى جنوبى مخابره مى‏شود که یک پنجم آن مربوط به کودکان زیر 18 سال است. این آمار طى10 سال گذشته افزایش چشمگیرى داشته و البته جداى از این آمار، تعداد بسیار زیادى سوءاستفاده جنسى از کودکان در این کشور صورت‏مى‏گیرد که هیچ گزارش و اطلاعاتى از آن به پلیس این کشور ارائه نمى‏شود.

شبکه تلویزیونى BBC آمار نگران‏کننده‏ترى از این بحران ارائه مى‏دهد، سوءاستفاده جنسى از کودکان طى دهه گذشته 400 درصد افزایش‏داشته است. براساس تحقیقى که صورت گرفته، دخترى که در آفریقاى جنوبى به دنیا مى‏آید بیشتر از آن‏که احتمال به مدرسه رفتنش وجودداشته باشد احتمال دارد که مورد سوءاستفاده جنسى قرار گیرد. معمولاً این کودکان هم از طبقه فقیر جامعه هستند.

در سال 1994 سالانه بیش از 18 هزار سوءاستفاده جنسى از کودکان به پلیس آفریقاى جنوبى گزارش مى‏شد که این آمار در سال 2005 به 30هزار مورد افزایش یافته است.

گزارش دیگرى هم نشان مى‏دهد که سالانه 60 هزار مورد تجاوز جنسى در این کشور آفریقایى صورت مى‏گیرد که 40 درصد آن افراد زیر 18سال هستند.

از سوى دیگر دانشگاه آفریقاى جنوبى هم اعلام کرده که سالانه یک میلیون زن و کودک در این کشور مورد تجاوز قرار مى‏گیرند.

سال گذشته نوزادى نه ماهه مورد تعرض شش مرد قرار گرفت که سن‏شان بین 24 تا 66 سال بود. مادر این نوزاد پس از تولدش او را در خیابان‏رها کرده بود.

دختر چهار ساله‏اى پس از آن‏که توسط پدرش مورد تعرض قرار گرفت، جان داد.

نوزادى 14 ماهه پس از آن‏که توسط دو عموى خود مورد سوءاستفاده جنسى قرار گرفت، جان داد.

نوزادى هشت ماهه توسط چهار مرد مورد تعرض قرار گرفت که یکى از آن‏ها بعدها در دادگاه به حبس ابد محکوم شد.

این تنها چهار نمونه از سوءاستفاده‏هاى جنسى وحشتناکى است که روزانه نسبت به کودکان آفریقاى جنوبى صورت مى‏گیرد.

این آمار زمانى بیشتر نگران‏کننده مى‏شود که توجه داشته باشیم 70 درصد بزرگسالان و 80 درصد کودکان مبتلا به ویروس HIV دنیا درآفریقاى جنوبى زندگى مى‏کنند.

یکى از عواملى که باعث افزایش سوءاستفاده جنسى از کودکان در آفریقاى جنوبى شده این دیدگاه است که تجاوز به کودکان باعث جلوگیرى ازایدز یا درمان آن خواهد شد. این دیدگاه نه تنها در آفریقاى جنوبى بلکه در دیگر کشورهاى آفریقایى از جمله لیبریا هم وجود دارد. این کشور هم‏یکى از بالاترین آمارهاى سوءاستفاده جنسى را در میان کشورهاى جهان دارا است. همین چند هفته پیش بود که در لیبریا کشیشى 64 ساله‏پسرى هشت ساله را مورد آزار جنسى قرار داده بود. این اتفاق رسوایى بزرگى در کلیساى این کشور برپا کرد.

این پدیده تنها شامل کشورهاى فقیر و آفریقایى نمى‏شود بلکه در آمریکا که ثروتمندترین کشور دنیا است هم آمار نگران کننده‏اى در این موردوجود دارد. دانشگاه کلرادو چندى پیش آمارى از سوءاستفاده جنسى به‏خصوص در میان کودکان این کشور منتشر کرد.

در هر دو دقیقه یک کودک در آمریکا مورد سوءاستفاده جنسى قرار مى‏گیرد.

یک زن از هر شش زن آمریکایى در کودکى مورد سوءاستفاده جنسى قرار گرفته است و یک مرد از هر 33 مرد.

در سال 2005 بیش از 200 هزار کودک و نوجوان در آمریکا مورد آزارجنسى قرار گرفتند که 44 درصد آن‏ها نوجوانان بین سنین 12 تا 18 سال‏هستند.

در آمریکا تنها 41 درصد موارد سوءاستفاده جنسى از کودکان به پلیس گزارش مى‏شود و 59 درصد این تجاوز به پلیس گزارش نمى‏شود.
 
تنها در ایالت کلرادو سالانه بیش از 50 کودک در اثر سوءاستفاده جنسى جان خود را از دست مى‏دهند که 75 درصد آن‏ها را کودکان زیر 4 سال‏تشکیل مى‏دهند.
 
سالانه حدود دو هزار کودک در ایالت کلرادو پس از سوءاستفاده جنسى به بخش مراقبت‏هاى ویژه مراکز درمانى منتقل مى‏شوند.